تبلیغات
عربی دبیرستان

عکس امام زاده سیدحمزه شهرستان کاشمر(باغمزار)

Картинки по запросу ‫کاشمر‬‎   

با خدا خواهی شوی نزدیک از خود دور باش

قهر کن با تیرگی آنگه رفیق نور باش

آدرس لینک عربی دبیرستان برای همه ی پایه ها و رشته ها  http://arabyc.mihanblog.com/

کانال تلگرامی ما   https://telegram.me/alipour11

   آیدی کانال     alipour11@



[ دوشنبه 23 بهمن 1391 ] [ 07:47 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]

قواعد درس هفتم عربی 4 انسانی

 قواعددرس هفتم انواع مفاعیل عبارتند از:

1- مفعولٌ به 2- مفعول مطلق (تأکیدی – نوعی – عددی ) 3- مفعولٌ له 4- مفعولٌ فیه

1- مفعولٌ به اسمی منصوب است و غالباً عامل آن فعل است. مانند

یَمسَحُ الطالبُ السَّبّورةَ.

عاملی که باعث گرفتن  مفعول به و منصوب  شدن  آن می شود چندچیز است که ازجمله مهمترین آن ها همان فعل است که

گاهی عامل (فعل) در جاهایی حذف می شود. از آن جمله در تحذیر و اغراء است.

تحذیر :تحذیر بر حذر داشتن مخاطب است از انجام کاری ناپسند تا از آن دوری کند وآن را انجام ندهد و به سه صورت می آید.

إیّاکَ و الکِذْبَ. نَفْسَکَ و الکِذْبَ. الکِذْبَ الکِذْبَ.

به ترکیب « إیّاکَ و الکِذْبَ » دقّت کنید:

إیّاک و الکِذْبَ

ایاک :مفعولٌ به برای  فعل حذف شده والکذب  معطوف بر ایّاک

فعل محذوفِ در تقدیر « اُحَذِّرُ

اِغراء: تشویق و برانگیختن مخاطب است برای انجام کاری پسندیده تا آن را انجام دهد و به سه صورت می آید. مثال

الکَرَمَ الاجتهادَ، الاجتهادَ الصِّدْقَ و کَرَمَ الخُلقِ

به ترکیب « الاجتهادَ، الاجتهادَ» دقّت کنید:

الاجتهادَ ، ‌الاجتهادَ

الاجتهاد مفعولٌ به برای فعل حذف شده  و(الاجهاد) دوم تأکید برای الاجتهاد اوّل است

فعل حذف شده  مقدره « اِلْزَم) است»

2- مفعول مطلق : مفعول مطلق مصدری منصوب از جنس فعل جمله است که برای تأکید و بیان نوع یا عدد فعل به کار می رود.

اقسام مفعول مطلق : 1- تأکیدی 2- نوعی 3- عددی

الف : هرگاه مفعول مظلق آخرین کلمه جمله باشد ، مفعول مطلق تأکیدی است . مانند :اِحْتَرَمَ الطلّابُ معلِّمَهُم احتراماً

ب : هرگاه مفعول مطلق دارای صفت یا مضاف الیه باشد؛ مفعول مطلق نوعی نامیده می شود. مانند

یُعَلِّمُ مجیدٌ صدیقَهُ تعلیماً جَیِّداً.

 یعیش البخیلُ فی الدنیا عیشَ الفقراءِ

صفت مضاف الیه

(تعلیماً و عیشَ )در این دو مثال، مفعول مطلق نوعی نامیده می شوند

ج : مفعول مطلق عددی : به این مثال دقت کنید: دَقَّ الضَّیفُ بابَ المنزل دَقَّتَینِ : مهمان دوبار به در خانه زد.

در این مثال دَقَّتَینِ مفعول مطلق است و به منظور نشان دادن دفعه انجام فعل آمده است. به این نوع مفعول مطلق ،‌ عددی گفته می شود.

نکته 1: همه این کلمات می توانند مفعول مطلق باشند.(صَبْراً )، (حقّاً : به راستی ) ، (أیضاً: همچنین)، (جِدّاً)، (مَعاذَ اللّهِ: پناه بر خدا) ، (عَفْواً)، (حتماً)، (شُکْراَ)، (سَمْعاً و طاعةً)، (سبحانَ اللّهِ : خدا پاک است) ، (حَمْداً لِلّه)،(حتماً)، (مَهْلاً: مهلت بده، آهسته)

این مصدرها به تنهایی و بدون فعلِ خود، در جمله می آیند. مثلاً: شُکْراً به جای أشْکُرُ شُکْراً

در این مفعول مطلق ها نیازی به بیان نوع آن نیست وفقط می گوییم مفعول مطلق برای فعل محذوف .

نکته 2 : درمفعول مطلق نوعی جایز است مفعول مطلق نوعی را حذف نموده و صفتش را جایگزین آن کنیم

مانند : إجتهدْتُ کثیراً به جای إجتهدْتُ إجتهاداً کثیراً

3- مفعولٌ لَه (مفعولٌ لِأجلِه): مفعول له مصدر منصوبی است که علت انجام کار رابیان می کندبه این عبارت دقّت کنید

أصلّی و أصومُ قُربةً إلی اللهِ.به خاطر نزدیک شدن به خدا، نماز می خوانم و روزه می گیرم.

سوال: در این عبارت چه کاری انجام شده است؟

جواب: نماز خواندن

سوال برای چه یا به جه خاطری: « قُربةً» چه نوع کلمه ای است؟

جواب: مصدر است.

سوال: « قُربةً » چه مفهومی را بیان می کند؟

جواب: علّت انجام فعل

نتیجه اینکه : « قُربةً » مصدری است که علّت انجام کار؛ نماز خواندن را بیان کرده است.

به تعریف مفعولٌ لَه یا مفعولٌ لِأجْلِه توجه کنید:

مفعولٌ لَه یا مفعولٌ لِأجله مصدری منصوب است که علّت انجام گرفتن فعل را بیان می کند.

مفعولٌ له در جواب سؤال ((لِماذا ))می آید: برای چه؟مثلاً: المؤمنُ یترُکُ المعصیةَ.مؤمن گناه را ترک می کند.برای چه؟

المؤمنُ یترُکُ المعصیةَ حیاءً مِن الله.مؤمن به خاطر شرم از خدا گناه را ترک می کند.

در ترجمه مفعولٌ له از کلماتی مانند «برایِ، به خاطر، به جهتِ» استفاده می شود.

4-المفعولُ فیه « الظرف

مفعولٌ فیه یا ظرف اسمی منصوب است که معنای حرف جرّ « ﻓﻰ » را به همراه دارد و نشان دارد و نشان دهنده زمان یا مکان وقوع فعل وانجام آن است. همه این ها می توانند به شرط همراه داشتن ((فی ))  در معنا نه در ظاهر ونوشته مفعولٌ فیه واقع شوند

همه این کلمات ظرف زمان هستند:

الآنَ: اکنون - الیومَ: امروز- غَد: فردا - أمْسِ: دیروز -صباحَ: صبح - مَساءَ: بعدازظهر - لیلَ: شب- نَهارَ: روز - قَبلَ: پیش -بَعدَ: پس حینَ: هنگامی که - إذا: هنگامی که -لَمّا : هنگامی که - یَومَ: روز- سَنَةَ: سال - عِندَ: هنگامی که

همه این کلمات نیز ظرف مکان هستند

فَوقَ: بالای -تَحتَ: زیر-أمامَ: روبه رو -وراءَ: پشت سر- بَینَ: میان -وَسَطَ: وسط -عِندَ: نزد - قُربَ: نزدیک -جَنبَ: کنار - هُنا: اینجا خَلْفَ: پشت - یَمینَ: راست - أینَ: هر جا -أینَما: هرجا

سوال: آیا می توان گفت که مفعول فیه یا ظرف همان قید مکان و قید زمان در فارسی هستند ؟

جواب: بله ، می توان گفت .

به این مثال ها  دقت کنید:

ذَهَبْتُ إلی المکتبة صَباحاً. ذَهَبْتُ إلی المکتبة ﻓﻰ الصَّباحِ.

سوال: در جمله اول اعراب صباحاً چیست؟

جواب: مفعول فیه یا ظرف زمان است.

سوال: آفرین حال بگو اعراب ﻓﻰ الصباح در جمله دوم چیست آیا باز هم مفعول فیه است؟

جواب: خیر دیگر مفعول فیه نیست بلکه جار و مجرور است.

سوال: چرا به مفعولٌ فیه این نام را داده اند؟

جواب: چون ظرف ها معنای حرف جرِ( ﻓﻰ) را به همراه دارند. مثلاً( صباحاً) یعنی( ﻓﻰالصباح)

نکته : ظروف محدوده (دارای حد مکانی )مانند الدّار،‌المدَرسَة، البَلَد،‌الصَّفّ و المسجد، غالباً با حرف "فـى" مجرور می شوند.

جَلَستُ فـى الصَّفِّ. صَلَّیْتُ فـى المَسجدِ.


ادامه مطلب


موضوع: قواعد عربی چهارم دبیرستان، برچسب ها: متن وترجمه درس7 عربی 4، انواع مفعول، اغراء وتحذیر،
[ یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 ] [ 08:16 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]

قواعد درس هشتم عربی 4 انسانی

قواعد درس8 – حال و تمییز

به جملات زیرتوجه کنید:

1-دَخل آلتلمیذُ فی الصفِ مسروراً                                    2-یَعیشُ المومنُ فی الدنیا قانعاً

3-شاهَدتَ التلمیذاتِ مبتَسماتٍ                                         4-جاء الأنبیاءُ مبشرینَ

6-ذَهبَ علیٌّ الی المرسة یَقرَأُ الکتابَ                               6-دَخلَ المعلم وبیده کتابٌ

«حال» معمولاً کلمه ای مشتق، نکره و منصوب است. «حال مفرد» باید در جنس (مذکر و مؤنث بود) و عدد (مفرد ، مثنی یا جمع بودن) با صاحب حال، مطابقت کند.

«حال» معمولاً کلمه ای مشتق، نکره و منصوب است. «حال مفرد» باید در جنس (مذکر و مؤنث بود) و عدد (مفرد ، مثنی یا جمع بودن) با صاحب حال، مطابقت کند.
‌حال :  اسم منصوبی (یا جمله ای ) است كه حالت فاعل یا مفعول را هنگام وقوع فعل بیان می كند، مثال : رایتُ الطالبةَ مجتهدةٌ
حال مفرد – مشتق ,نکره و منصوب
توجه : به فاعل یا مفعول در این حالت صاحب حال (ذوالحال) گفته می شود.
انواع حال : حال بر دو قسم است :
1) مفرد: رجعَ الوالد من عمله تعباً . حال مفرد و منصوب
2) جمله  که می تواند(اسمیه یا فعلیه )باشد

اسمیه : خَرَجَ الطُلاّبّ من الصّفّ و هُمْ فرحون  = جمله ی حالیه ، محلاً‌منصوب
فعلیه : خرَجَ الطّلابُّ
یَفْرحونَ = جمله حالیه، محلاً منصوب
نكته 1 : شرط در جمله ی حالیه آن است كه با صاحب حال یا از طریق «ضمیر» و یا با «واو حالیه» مرتبط می باشد مثل :
 شاهدتُ أخی یلعب بالكُرةِ . برادرم را در حالی كه با توپ بازی می كرد، دیدم.
جمله ی فعلیه حالیه كه با ضمیر مستتر«هو» با صاحب حال ارتباط دارد.
 جاء الطالب محْفظته بیدهِ : دانش آموز در حالی كه كیفش در دستش بود، آمد.
جمله اسمیه ی حالیه كه با ضمیر «ه» با صاحب حال ارتباط دارد.
 هَجَمْنا علی الغدوّ و لمْ یَطْلع الفجر : به دشمن هجوم بردیم در حالی كه صبح نشده بود
جمله فعلیه حالیه كه با واو حالیه با صاحب حال ارتباط دارد
 خرَجَ الطّلاّبٌ من المدرسة و الكُتُبُ بایدیهم : دانش آموزان در حالی كه كتاب كتاب هایشان در دستشان بود از مدرسه خارج شدند.
جمله اسمیه حالیه كه با واو حالیه و ضمیر با صاحب حال ارتباط دارد.

نكته 2 : حال در عربی معادل با قید حالت در فارسی است. همان طور كه در ترجمه ی جمله های قبل مشاهده می كنید.

تمییز : تمییز اسم منصوبی است كه ابهام را از جمله ی ماقبل خود از نسبتی كه به آن داده ایم، برمی دارد

مثل :طابَ التّلمیذُ نقسا  =  تمیز نسبت

در این جمله پاكیزگی را به دانش آموز نسبت داده ایم، اما برای رفع ابهام كلمه ی «نفس» آورده می شود و می گوئیم :

نفس و وجود دانش آموز پاك شداین تمییز « تمیز نسبت» نامیده می شود و تمییز دیگری هم وجود دارد

 كه ابهام را از اسم قبل از خود برمی دارد و تمییز مفرد نامیده می شود. تمییز مفرد بعد از این كلمات می آید:

1-اسم وزن : اشتریتُ كیلوین تفّاحا .  وزن / تمییز مفرد

2- اسم مقدار : شربتُ كوباً شایاً . مقدار / تمییز مفرد

3-اسم مساحت : اشتریتُ متراً قماشاً .مساحت / تمییز مفرد

4- اسم عدد : اشتریتُ أحدَ عشرَ كتابا  . عدد /تمییز مفرد

نكته : تمییز وزن، مقدار و مساحت می تواند به صورت مجرور با حرف جر بیاید مثال :

1- اشتریتُ كیلویْن من التُّفاح . تمییز

2- شربتُ كوبأ من الشّای . تمییز

3-  اشتریتُ متراً من القُماش . تمییز

كَمْ و تمییز آن :

تمییزكَمْ

(كمْ استفهامی) كم استفهامی آن است كه از آن برای معلوم و معین كردن عدد مبهمی استفاده می شود و تمیز آن مفرد و منصوب است.

مثل : كمْ تلمیذاً فی الصّفّ؟ تمییز مفرد و منصوب

نكته:تمییز نسبت  که در اصل «مبتدا» ، «فاعل» یا «مفعول» بوده است.

1-  هر گاه تمییز در یك جمله ی اسمیه بكار رود، در اصل مبتدا بوده است. مثل :

المؤمنُ اكثُر صبراً ---> ( تمییز در اصل مبتدا ) صبرُ المؤمنُ أكثُر.

2- هرگاه فعل جمله لازم باشد ( یا اسم قبل از تمییز، مرفوع باشد) تمییز در اصل فاعل است. مثل :

حسن الطالب خلقا---> (تمیز در اصل فاعل) حسن خلق الطالب.

3-  هر گاه فعل جمله متعدی باشد (یا اسم قبل از تمییز منصوب باشد) تمییز در اصل «مفعول» است. مثل :
فجّر اللهُ الارضَ عُیوناً ---> (تمیز در اصل مفعول)فجّراللهُ عیونَ الارِض (مفعول به)

علی پوردبیر عربی


ادامه مطلب


موضوع: قواعد عربی چهارم دبیرستان، برچسب ها: متن وترجمه درس8 عربی 4، حال وانواع حال وذوالحال، تمییز وانواع تمییز،
[ یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 ] [ 11:16 قبل از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]

قواعددرس نهم عربی 4 انسانی

درس نهم : مُستثنی

به جملات زیرتوجه کنید

1- دَخل آلتلامیذُ فی الصفِ الاسعیداً              2-خَرجَ آلتلامیذُ من الصفِ الامحمدا

3- شاهَدتُ التلمیذاتِ الا تلمیذةً واحدةً           4-دَخل آلتلامیذُ فی الصفِ غیرَسعیدا

6- مادَخل  فی الصفِ الا سعید                     6-ما کَتبتُ الا  تمرینا

1- به اسلوبی که در آن ، کسی یا چیزی، از حکم ماقبل جدا می شود. استثناء می گویند. مهمترین ادوات استثناء «إلاّ» می باشد. به این مثال های بالا توجه کردید به این مثال نیز توجه کنید:

اَذهبُ کلّ یومٍ الی المدرسة الاّ الْجُمعَةَ . هر روز به مدرسه می روم به جر جمعه

در مثال فوق روز جمعه، از بقیه روزها، جدا شده است. کلمه الجمعه بعد از «الاّ» قرار گرفته است.

2 – به کلمه ای که بعد از «الاّ» می آید «مُستثنی» و به کلمه ای که مستثنی از آن جدا می شود و قبل از «الاّ» می آید، «مستثنی منه» می گویند. به یک مثال دیگر نیز  توجه کنید:

فَسَجَدَ الملائکةُ کُلُّهُم اجْمعونَ الا ابلیس .

پس همه فرشتگان سجده کردند به جز شیطان

در هر استثناء سه رکن وجود دارد : ادات استثناء - مستثنی - مستثنی منه

الملائکةُ: مستثنی منه              الا : ادات استثنا                    ابلیس: مستثنی

انواع مستثنی: 1- متصل (منصوب)، 2- مفرّغ

1- مستثنی متصل آن است که مستثنی از جنس مستثنی منه باشد. مثال: جاءَ الضیوفُ إلّا أخا ک

مستثنی منه  از جنس مستثنی است پس مستثنی متصل و منصوب

نکته : مستثنی متصل همیشه منصوب است

2- مستثنی مفرغ :در آن مستثنی مِنْه حذف شده است

گاهی اوقات «مستثنی منه» در جمله ذکر نمی شود، به عبارتی که در آن «مستثنی منه» حذف شده باشد «مستثنی را(( مفرّغ)) می گویند. چنین عباراتی غالباً با «ادوات نفی» و یا «استفهام» همراه است. در استثنای مفرّغ، چون مستثنی منه ذکر نشده است، مستثنی مطابق با نقشی که در جمله پیدا می کند. (با فرض نبودن «الاّ») اعراب می گیرد. به این عبارات توجه کنید.

حضرَ الطّلابُ الاّ علیاً . دانشجویان حاضر شدند به جز علی

الطّلابُ: مستثنی منه                 الاّ: ادات استثنا                       علیاً:مستثنی(منصوب)

ما حضَرَ الاّ علیٌّ . کسی حاضر نشد به جز علی

ما: حرف نفی                       الا: ادات استثنا                        علیٌّ :مستثنی فاعل و مرفوع

در عبارت دوم مستثنی منه ذکر نشده است پس استثنا «مفرّغ» است و علیٌ چون نقش فاعل را دارد «مرفوع» شده است.

اکنون به چند مثال دیگر از استثنای مفرّغ توجه کنید.

ما جاءَ الا اخوکَ

ما: حرف نفی              الا: ادات استثنا             اخو:مستثنی مفرّغ (فاعل و مرفوع)

لا تَقُلْ الا الحقّ

لا:  حرف نفی               الا: ادات استثنا             الحقّ:مستثنی مفرّغ(مفعول ومنصوب)

هل جزاءُ الاحسانِ الا الاحسانُ.

هل: حرف استفهام           جزاءُ:  مبتدا ومرفوع        الا: ادات استثنا        الاحسانُ:مستثنی مفرّغ(خبر ومرفوع)

در این مثال ها ملاحظه می کنید که «مستثنی منه» ذکر نشده است و استثنا «مفرّغ» است. پس «مستثنی» با توجه به نقشی که در جمله (بدون در نظرگرفتن الا) دارد اعراب می گیرد.

با توجه به مبحث استثناء در می یابیم که

استثناء دارای سه رکن است : «مستثنی منه» ، «ادات استثناء» و «مستثناء» که گاهی مستثنی منه در عبارت ذکر نمی شود و در این صورت استثنا «مفرّغ» است.

حکم مستثنی به « غیر»

حکم مستثنی به غیر،‌ مجرور به اضافه است و امّا اعراب کلمه غیر، مانند اسمِ بعد از إلّا است. مانند:

نَجَحَ الطّلابُ إلّا الکسلانَ.

نَجَحَ الطلّاب ُ غیرَ الکسلانِ.

ما نَجَحَ إلّا المجتهدُ.

ما نَجَحَ غیرُ المجتهدِ.

تعریف منادی : به کلمه ای که بلا فاصله بعد از حرف نداء ((یاء )) می آید ،مندی می گویند .

اقسام منادی

1- منادی عَلم : یا الله

2- منادی نکره مقصوده یا طالبُ، اُسْکُتْ

3- منادای مضاف یا صاحبَ السیّارة

«عَلَم» همان   «اسم خاص» فارسی است یعنی نامِ مخصوصِ کسی یا چیزی یا حیوانی، مانند: کورش ، حجرالاسود، رخش

« نکره مقصوده»  یعنی شخص ناشناسی که گوینده او را به اسم نمی شناسد امّا او را صدا می زند. به عبارت دیگر هر گاه منادا، عَلَم نباشد ولی مخاطبِ معیّنی باشد؛ به چنین منادایی اصطلاحاً « نکِره مقصوده» گفته می شود. مثلاً معلم به دانش آموزی که سر و صدا می کند؛ می گوید: (یا طالبُ، اُسْکُتْ.)

منادای مضاف یعنی  هر گاه اسمی به اسم دیگر اضافه شود اسم اوّل را مضاف و اسم دوم را مضافٌ الیه می نامیم

نکته : هرگاه منادی مخاطب ما باشد ، جایز است حرف نداء ((یا )) را حذف کنیم . مانند : ربّنا آتنا ........... ( در اصل :یا ربّنا بوده است )

به این عبارت ها توجه کنید:یا أیُّها الرَّجُلُ یا أیَّتُها المَرأةُ

هر گاه منادا دارای « ال» باشد؛ قبل از آن برای مذکّر « أیُّها» و برای مؤنّث «أیَّتُها» را می آوریم.

در این عبارت ها منادا « أیُّـ » و « أیَّتُـ » است. «ها » حرف تنبیه است. [تنبیه در لغت یعنی آگاه کردن] و اسم بعد از« ها» از نظر اعراب، تابع منادا است و چون منادا در این حالت ﻣﺒﻨﻰّ بر ضم است آنها نیز بنابر تابعیّت مرفوعند. أىُّ و أیَّةُ منادای نکره مقصوده هستند.

نکته : کلمه بعد از ((أیّها ))و ((أیّتها )) اگر جامد باشد ،نقش ((عطف بیان)) دارد و اگر مشتق باشد نقش ((صفت)) دارد

نکته : «اللهم» به جای «یا الله» است و این حالت فقط در مورد کلمه « الله» است . اللّهمَّ = یا اللّهُ

نکته : « یا» بر سر کلمه دارای « ال» نمی آید؛ امّا « الله» استثنا است

نکته : هرگاه منادا مضاف به« ى» متکلم باشد؛ جایز است که ضمیر « ى» حذف شود وبه جای (ضمیر یاء ) کسره بیاوریم

مانند : ﴿ رَبِّ زِدْﻧﻰ عِلْماً﴾پروردگار من،دانشم را بیفزا.

رَبِّ » در اصل « رَبِّى» بوده است.رَبِّ = رَبّى واین نوع منادی (ربِّ ) منادای مضاف و تقدیراً منصوب است


ادامه مطلب


موضوع: قواعد عربی چهارم دبیرستان، برچسب ها: متن وترجمه درس9 عربی چهارم، مستثنی وانواع مستثنی، منادی وانواع منادی،
[ شنبه 13 اردیبهشت 1393 ] [ 10:15 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]

قواعد درس دهم عربی 4انسانی

قواعد درس 10 : فعل مضاعف و مهموز

فعل مضاعف : فعل مضاعف فعلی است كه در ریشه اش (اولین صیغه ی ماضی ثلاثی مجرد )دو حرف هم جنس وجود داشته باشد.مثل : مدّ ، زَلْزَل

قاعده ی ادغام فعل مضاعف در ماضی : در فعل ماضی‌، صیغه هایی كه «ت» فاعل «نا» یا

«نون جمع مؤنث» دارند، ادغام صورت نمی گیرد و هنگامی كه فعل ماضی با «الف مثنی» و

 «واو جماعت» بیاید ادغام صورت می گیرد. (یعنی دو حرف هم جنس با اهم ادغام می شوند)

نتیجه : ماضی در پنج صیغه اول ادغام صورت می گیرد و از صیغه ششم به بعد ادغام صورت نمی گیرد.

ب) قاعده ی ادغام فعل مضاعف در مضارع و امر حاضر : «فعل مضارع» و «امر» تنها در صیغه هایی كه «نون جمع مؤنث» دارند، ادغام صورت نمی گیرد.

فعل مضارع و امر هنگامی كه با «الف مثنی» و «واو جماعت» و «یاء مخاطبه» بیایند، ادغام صورت می گیرد.

دقت : در صیغه های مفرد افعال مجزوم و امر هم ادغام كردن جایز است و هم ادغام نكردن.

فعل مهموز : فعل مهموز فعلی است كه در ریشه اش (اولین صیغه ی ماضی ثلاثی مجرد) همزه باشد. مانند :

1- أمِنَ (مهموز القاء : حرف اولش همزه است(

2- سَأَلَ (مهموز العین : حرف وسطش همزه است(

3- قرأَ (مهموز اللاّم :‌حرف آخرش همزه است(

در صرف فعل های «مهموز» هیچ تغییری رخ نمی دهد مگر در برخی از صیغه ها،

 و فرقی بین صرف فعل های مهموز و سالم وجود ندارد مثل :أَمَرَ (للمضارع، متكلم وحده) ---> أاْمُرُ---> آمُرُ)
أمَر ---> أُاْمُرْ ---> أُومُرْ

و در برخی از اوزان ثلاثی مزید تغییراتی رخ می دهد مانند نمونه های زیر:

أمِنَ   در باب افعال) أأْمَنَ ---> آمَنَ

أَأمَنَ  درهنگام مجهول شدن ) أُاْمُنَ ---> ? أومِنَ

أَأْمَنَ  درمضارع) یُؤمِنُ ---> ? (المصدر) اِئمان ---> ایمان

هر گاه دو همزه كنار هم قرار بگیرند و اولی متحرك و دومی ساكن باشد، سه حالت پیش می آید.

-1 هر گاه همزه ی اول مفتوح باشد و همزه ی دوم ساكن باشد. همزه ی ساكن به (الف) تبدیل می شود. أَاْ ?---> آ 

-2 اگر همزه ی اول مضموم باشد و همزه ی دوم ساكن باشد، همزه ی ساكن به (واو) تبدیل می شود. أُاْ ?---> أُو

-3 اگر همزه ی اول مكسور باشد و همزه دوم ساكن باشد، همزه ی ساكن به (یاء) تبدیل می شود. إأْ ---> ایَی

نحوه ی نوشتن همزه :

1- همزه ی ساكن در وسط كلمه بر روی كرسی مناسب با حركت ماقبل خود نوشته می شود مثل :

مأْوی (كرسی همزه «الف» است زیرا حركت ماقبلِ «الف» فتحه است)

مؤمن (كرسی همزه «واو» است زیرا حركت ما قبل «واو» ضمه است)

جئت (كرسی همزه «یاء» است زیرا حركت ما قبل آن كسره است)

2-  همزه متطرّفه (همزه ای كه در آخر كلمه قرار می گیرد) اگر بعد از حرف ساكنی بیاید، بدون كرسی نوشته می شود.

مثل : جُزء ، شَیْء

3- همزه ی متحرك اگر بعد از حركت ضمه بیاید یا مضموم باشد و ماقبل از آن ساكن یا مفتوح باشد، بر روی كرسی «واو» نوشته می شود، مثل :

مؤلِّف (همزه بعد از حركت ضمه آمده است)                        یُؤدّی (همزه بعداز حركت ضمه آمده است)

سُئوال (همزه بعد از حركت ضمه آمده است)        

رُؤوس ( خود همزه مضموم است) مسؤول (همزه‌، مفهوم و ماقبل آن ساكن است(

رَوؤُف (همزه مضموم و ماقبل آن مفتوح است در تمام موارد فوق كرسی همزه «واو» است.


ادامه مطلب


موضوع: قواعد عربی چهارم دبیرستان، برچسب ها: متن وترجمه درس10 عربی چهارم، فعل مضاعف وفعل مهموز،
[ شنبه 13 اردیبهشت 1393 ] [ 11:13 قبل از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]

متن و ترجمه کتاب عربی اول خط به خط


برای دانلود متن وترجمه کامل  عربی اول دبیرستان اینجا کلیک کنید






موضوع: عربی اول دبیرستان، برچسب ها: دانلود متن وترجمه کامل عربی اول دبیرستان،
[ شنبه 6 اردیبهشت 1393 ] [ 04:57 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]

متن وترجمه کتاب عربی 2 تجربی وریاضی

برای دانلود متن وترجمه کامل  عربی دوم دبیرستان  رشته ریاضی وتجربی اینجا کلیک کنید




موضوع: عربی دوم دبیرستان کلیه رشته ها، برچسب ها: دانلود متن وترجمه کامل عربی دوم دبیرستان،
[ شنبه 6 اردیبهشت 1393 ] [ 04:55 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]

متن و ترجمه کتاب عربی سوم ریاضی وتجربی خط به خط


برای دانلود متن وترجمه کامل  عربی سوم دبیرستان  رشته ریاضی وتجربی اینجا کلیک کنید

http://uplod.ir/34w2w7zj2ja4/عربی_3_تجربی_وریاضی.pdf.htm



موضوع: عربی سوم تجربی وریاضی،
[ شنبه 6 اردیبهشت 1393 ] [ 04:54 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]

متن و ترجمه کتاب عربی سوم انسانی خط به خط

برای دانلود متن وترجمه کامل  عربی سوم دبیرستان  رشته انسانی اینجا کلیک کنید




موضوع: عربی 3 انسانی ، برچسب ها: متن و ترجمه دانلودکتاب عربی سوم انسانی،
[ شنبه 6 اردیبهشت 1393 ] [ 04:49 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]

متن و ترجمه کتاب عربی چهارم انسانی خط به خط با آخرین تغییرات

[ شنبه 6 اردیبهشت 1393 ] [ 12:01 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]

تمارین کامل عربی چهارم دبیرستان همراه پاسخ آن


برای دانلود تمارین کامل  عربی چهارم دبیرستان همراه پاسخ آن اینجا کلیک کنید






برچسب ها: دبیرستان ایثارگران شهرستان کاشمر، دانلود تمارین کامل عربی چهارم دبیرستان،
[ شنبه 6 اردیبهشت 1393 ] [ 11:02 قبل از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]

نمونه سوال عربی اول

لطفا دقّت کنیدجواب هرسوال با رنگ آبی یا نوشته شده ویا علامت زده شده است

ترجمه كنید5 نمره: (توجه:جواب هرسؤال راتمیز وخوانادرهمین برگ بنویسید)

1)یاسابِغ النِّعم ! قَوِّ علی خِدمتِکَ جوارحی. ..............................................................

ای زیاد کننده نعمت ها وای دفع کننده ی بلاها.

2)دینُنا لایَسمَحُ لَنا بالسُّجودِ الّا لِله الّذی خَلَقنا. .............................................................

دین ما به ما اجازه نمی دهد که جز برای خدایی که مارا آفریده است سجده کنیم

3)بَرَزَ الثّعلبُ یوماً فی الشّعارِ ناصِحینا. ...................................................................

روزی روبا در لباس نصیحت کنندگان ظاهر شد

4)أفَلاأنتُم بَعَثتُم لی رسائل وصَرَختُم عَن مظالِم. ..............................................................

آیا شما برای من نامه هایی ننوشتید واز ظلم وستم  فریاد زدید

5)عالِمٌ مَشهورٌ فی مدینةِ الرّیِّ ؛هـو طبیبٌ حاذقٌ. .............................................................

دانشمند مشهوری در شهر ری وجود دارد او پزشک متخصصی است.

6)عُنصُرالحدیدِ ضُروریٌّ لِتـَكوینِ اَلكُـرَیاتِ الحَمراء. .........................................................

عنصر آهن برای تشکیل گلبول های قرمز لازم است.

متن زیر را بخوانید به سؤالات  پاسخ  دهید :2نمره

الرُّمان غَنیٌّ بِعُنصرِ الحدید وهـوَ ضُروریٌّ لِتـَكوینِ اَلكُـرَیاتِ الحَمراء.فی العَسل سَبعونَ مادة مختلفةً مفیدةً وهومبیدٌ لِلجَراثیم.أَنزَلَ الله القرآن لِسعادةِ

الإنسانِ. هومِنهاجٌ لِسعادةِ الإنسانِ و یُشَجِّعُ النّاسَ عَلی الاستفادة مِن الطّیّبات.

1) كلمات خط كشیده متن را حركت گذاری كنید.

القرآنُ               الاستفادةِ

2)لِماذا انزَلَ اللهُ القُرآن ؟.........................................................................

أَنزَلَ الله القرآن لِسعادةِ الإنسانِ.

3) هَل یُشَجِّعُ القُرآن النّاسَ عَلی الاستفادة من الطّیّبات ؟.................................................

یُشَجِّعُ النّاسَ عَلی الاستفادة مِن الطّیّبات.

4) ما هو مِنهاجٌ لِسعادةِ الإنسانِ ؟.....

القرآن هومِنهاجٌ لِسعادةِ الإنسانِ .

جواب مناسب را انتخاب كنید:1نمره

1)لِلّه .........فی السَّماواتِ وَالأرضِ((مـا؛ الَّذی ، مَـن))                    

2)المـؤمنون هُم......یجاهدونَ فی سبیلِ اللهِ(( الّذینَ ، الّاتى.الّذى))

3) الأمّهاتُ ............. إلی المدرسةِ((تَذهَبُ.تَذهبنَ.یَذهبنَ))                     

4) ...........المؤمنون الصّالحاتِ((یَعمَل, یَعمَلونَ, یَعمَلنَ ))    

ترجمه صحیح را انتخاب كنید:2نمره

الف) هؤلاءِ وَجَدوا السَّعادة فی مساعدةِ الآخَرین. ((.......... خوشبختی رادر كمك به دیگران ..........))

1) اینان  یافتند{ }                2) آنان-می یابند{ }                      3) آنان یافتند{ }

ب)لایَستَسلِـمُ الأَحــرارُ أمــامَ الظُّلــمِ.   (( انسانـهای آزاده دربرابرظلم…………    ))                                         

1)تسلیم نمی شوند{ }               2) نباید تسلیم شوند{ }                 3) تسلیم نشدند{ }

ج)فَاصبِر عَلی مایَقولونَ وسَبِّح بِحَمدِ ربِّكَ.

1)پس برآنچه می گویند شكیبا باش؛وبه ستایش پروردگارت تسبیح گوی{ }

2) پس برآنچه می گویند شكیبا باشید وبه ستایش پروردگارتان تسبیح گویید. {  }

د) العاجِزُ مَن عَجَزَ عَن إکتِسابِ الثَّوابِ .

1)ناتوان کسی است که از به دست آوردن ثواب عاجزاست { }      2)نا توان از به دست آوردن ثواب عاجزاست{ }.

آنچه خواسته بنویسید2نمره

1)به فارسی :الف)  الوِسام.…….…… ب) المسرحیّة................ج) السمک........

 2) به عربی: بیمارستان……….…

3)المترادف:الجمیلة…....……               4) المتضاد:البشیر…………

1- الف)مدال    ب) نمایش نامه   ج)ماهی   2- المستشفی      3-الانیقة      4- النذیر

جمله را به عربی بنویسید

5)علم انسان را به خدا نزدیک  می کند........................................  

العلمُ یَقتَربُ الانسانَ ال الله

مبتدا وخبر رامعلوم نموده و سپس جمله را به فعلیه تبدیل کنید 1نمره           
(( المسلمون رفعوا أعلامَ الـحَضارة فی العالم )).......................................
  رفع المسلمون أعلامَ الـحَضارة فی العالم

اشتباهات ترجمه را تصحیح كنید :1/5نمره

1)سَمِعَ الغزالُ الصَّغیرُ کلامَ الأسَد والذِّئبِ.   ((آهوی سخن شیر وگرگ را می شنود))

آهوی کوچک ---شنید

2)اُنظُـــر كَیفَ كانَ عاقبةُ الـمُكـَذِّبینَ.   ) نگاه كردندعاقبت تكذیب شدگان چگونه بوده است(.

نگاه كن  -- تكذیب کنندگان

3)سَمِـعَ فرعونُ كلامَ اقلیدسَ وصَرخَ إرجِع إلی السِّجنِ.   ) فرعون سخن اقلیدس را شنیدوگفت:به زندان می روم.(  

فریاد زد ----به زندان برگرد  

نقش وتحلیل صرفی كلمات رابنویسید 2 نمره

 الف) ((جای خالی را باکلمه ی مناسب پرکنید))    ((یَنجَحُ الصادقُ ویَفشَلُ الكاذِبُ فی الحیاة))

1) یَنجحُ = فعل.........مرفوع           2)الصادق =……....ومــرفوع  

     1) فعل مضارع مرفوع          2)فاعل مرفوع        

ب)اشتباهات  تـحلیـل صــرفــی را تصحیح کنید.

1)یَنجَحُ= فعلٌ ؛ الماضی؛للغائب ؛مـجرد ثلاثی ؛مبنی .             2) الصادقُ اسم ؛جمع؛مــذكر ؛جامد؛ معرب ومرفوع

 1) مضارع _معرب                                2) مفرد؛مشتق

3)الحیاة =اسم ؛مفرد؛مــذكر ؛مشـتق؛ معرب ومجرور. 

3 )مونث ؛ جامد

  أكمِل العبارة َ بالضــمیرِ المنــاسب((جای راباضمیرمناسب کامل کنید))5/نمره

اللهُّمَّ ...........قادرٌ عَلی طَلَبتی  وتَعلَمُ حاجَتـ............ .((پروردگارا !توبر خواسته ی من توانا هستی ونیاز مرا می دانی)) 

انت  --     ــــی

كلمات معرب و مبنی وبا ذكر اعراب آن معیّن كنید :1 نمره
 دَخَلَ التّلمیذُ فی الصّف  (  دَخَلَ  (مبنی بر فتح) التّلمیذُ  (معرب  مرفوع ) فی (مبنی بر سکون )  الصّف (معرب  مجرور)
ارجولكم التّوفیقَ فی الحیاة:علی پور




موضوع: نمونه سوال عربی اول، برچسب ها: نمونه سوال عربی اول،
[ سه شنبه 19 فروردین 1393 ] [ 09:02 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]

نمونه سوال عربی 2 دبیرستان ایثارگران شهرستان کاشمر درخرداد1393


 نمونه سوال عربی 2 دبیرستان ایثارگران شهرستان کاشمر درخرداد1393

لطفا دقّت کنیدجواب هرسوال با رنگ آبی یا نوشته شده ویا علامت زده شده است

عبارات زیر را ترجمه کنید

1) اللهُمَّ انهَجْ لی إلی مَحَبَّتِکَ  سَبیلاً سَهلَةً.

خدایا راه آسانی به سوی محبت خودت به من نشانده.

2)ساعدَنی فی هذا الصّیدِ أحَدُ ساکنی الجزیرة.

یکی ازساکنان جزیره در این شکار به من کمک کرد

3) هَلْ تَأمَّلتُمْ حَولَ سَببِ خَلقِ هذا الجمالِ فی الطَّبیعة؟

ایادرباره آفرینش این زیبایی درطبیعت فکر کردید 

4) لاتُـنـزِلُ الـنّعَمْ مِن السّماءِ جاهزةً بَلْ هیَ ثَمرةُ الكَدِّ.

 نعمت ها ازآسمان آماده فرود نمی آیند بلکه آن ها نتیجه ی تلاش وکوشش هستند

5)هؤلاءِ العُظماءِ تَحَمّلوا المصاعِبَ وآلاماً کثیرةً فی حیاتهم.

((این بزرگان مصیبت ها دردهای زیادی در زندگی خودتحمل کردند))

6)إنَّ اللهَ أنزَلَ مِنْ السَّماءِ ماءً فَتُصبِحُ الإرضُ مُخضَرةً .

همانا خداوند ازآسمان آبی نازل کرد پس زمین سرسبز شد

7)حیاةُ العُظماءِ مَشعلٌ لِهدایةِ الأجیالِ.

زندگی بزرگان چراغ هدایت نسل هاست

8) قَد اُستُشهِدَ عَددٌ مِن خِیـرةِ صَحابة رسول اللهِ.

تعدادی از بهترین یاران رسول خذا به شهادت رسیدند.

متن زیر را بخوانید وبه سؤالات آن پاسخ دهید:1/5نمره

كانَ المنصورُ ذاتَ یومٍ یَتحدّثُ مَعَ الإمامِ الصادق(ع) بِكُلِّ إجلالٍ واحترامٍ ، فَحَطّتْ ذبابةٌ علی وجه المنصوروأنفه ، فطَردها،ولكنّها رجعَتْ حَتّی ضَجِرَمِنها


وقالَ: لِـمَ خَلَقَ الله الذبابَ یا أباعبدالله؟ قالَ الإمامُ(ع):لِیُذِلَّ بِه أنوفَ الجبابرة

1) كلمات  خط كشیده شده را اعراب گذاری كنید 

الصادقُ     وجهِ

2) أینَ حَطّتْ الذبابةُ ؟حَطّتْ الذبابة علی وجه المنصوروأنفه. 

3)کیفَ یَتحدّثُ المنصور مَعَ الإمامِ الصادق(ع) ؟

یَتحدّثُ المنصورمَعَ الإمامِ الصادق(ع) بِكُلِّ إجلالٍ واحترامٍ.

آنچه خواسته بنویسید: 5/1نمره                                           

1)به فارسی : المسرحیّة..   2) به عربی  :نقشه................

3)المتضاد:التَّفائل................      4)المترادف: البُؤسُ....................

 1-  نمایش نامه   2- الخطّة        3- التّشاؤم      4- الفقر

 5)جمله را به عربی بنویسید:

 آنان علم را می جویندوتنبلی نمی کنند.

هم یطلبون العلمَ ولا یَکسلونَ

ترجمه صّحیح را معین كنید :نمره                                       

الف)كانَ المسلمون قداكتَسَبوا مكانةٌ عِلمیّةً رفیعةً. 

 1)مسلمانان مكان علمی بلندی رابدست آوردند.{  }  2) مسلمانان مكان علمی بلندی رابدست آورده بودند.{  }

 ب ((هؤلاء العلماء مجتهدونَ))        

1)آن علماء ؛کوشا هستند.{  }   2)این ؛ علماء کوشا  هستند{  }   3)این ها ؛ علماء کوشایی هستند{  }

اشتباهات ترجمه راتصحیح كنید1/5نمره :(درهرعبارت 2مورد)

1) لَقَد تَحَمّلَ شَمّاسٌ تَعذیباً شَدیداً  بِسَبَبِ اسلامـه. (قطعا شماس شکنجه ی فراوانی را به خاطرمسلمانی اش دید)

 سخت (بسیاری)  -- تحمل کرد

2)هو خیرُ شبابِ المدینة.آسِفاً علی فُقدانه مِن بین الشباب.

(اوبهترین انسان مدینه است به خاطر ازدست دادنش ازمیان جوانان چه کنم ؟)

 جوان  -- متأسفم

3)قالت الأعرابُ آمَنّا قُل لَم تؤمِنو ولکِن قولوا أسلَمنا:

 (اعراب گفتند:ایمان آوردیم.بگوایمان نمی آ وریدبلکه بگوییداسلام می آوریم)

نیا وردید --اسلام آوردیم

کدام گزینه باتوجه به اعراب کُّل کلمات صحیح نیست.5/نمره                                                                                                      

1) أَرسَلَ اللهُ إلـی فرعونِ رسولاً.{  }     2)أنا أُسافِرُ إلـی المناطقِ المختلفةِ.{  }


جواب مناسب را انتخاب كنید:5/1نمره

1) المؤمناتُ.........عَلی الله (تَتَوَکَّلُ, یَتَوَکَّلُ , یَتَوَکَّلُن)      

2)إنّ اللهَ لایُحِبّ (المعتدیَ.المعتدیُ.المعتدیِ)

3) المرأةُ المؤمنةُ........مِن التَّکاسُلِ (مُنِعَ, مُنِعَت ,مَنَعوا)    

4)لا...  . ....أقطعُ مِن الحقّ(سیفَ.السیفَ.سیفُ)

5)الکُفّارُ لا.......بماأنزَلَ الله(یؤمنوا , یؤمنونَ , یؤمنُ )       

6)إنّ البلاءَ للمؤمنِ…….(امتحانٌ ، امتحاناً ، امتحانٍ)

انواع معارف رامعین كنید: 5/نمره                                       

إنَّ هــذا الــقُرآنَ یَهدی.

هــذا  (معرفه اسم اشاره )الــقُرآنَ (معرفه به ال )

 علامت اعراب فرعی را دركلمات عبارت زیر معلوم كنید:5/نمره                         

1)لَقَد کانَ فی یوسفَ وإخوته آیاتٌ لِلسّائلینَ.

یوسفَ ( اسم غیر منصرف مجرور به اعراب فرعی فتحه بجای کسره )

لِلسّائلینَ.(اسجمع مذکر سالم ومجرور به اعراب فرعی یاء

موصوف و صفت  را در جمله زیر مشخص كنید: 5/نمره                          

العِلمُ کَنزٌ لایَنفَدُ

کَنزٌ (موصوف اسم نکره ) لایَنفَدُ(جمله وصفی ) صفت

ترجمه را کامل كنید :2نمره

2) إنَّ اللهَ أنزَلَ مِنْ السَّماءِ ماءً فَتُصبِحُ الإرضُ مُخضَرةً.(همانا خداوند از..........آبی نازل کرد پس زمین...........)

آسمان -- سرسبز شد

2) فَجأةً انتَخَبَ المُدیرُ شابّاً,کانت تجارُبهُ قلیل. (......... مدیر جوانی را انتخاب کرد که تجربه هایش ........ بود)

ناگهان -- کم

3)لَم یُؤسَّسْ  هذا المسجدُ الا لِإكتِسابِ الثّوابِ. (...........مسجد جز برای كسب ثواب ایجاد ...........است )

این -- نشده 

4)إلهی قًد سَتَرتَ عَلّیَ ذنوباً فی الدّنیا وأنا أحوَجُ إلی سَترها فی الآخرة .

((خدا یا دردنیا گناهانی را بر من...........درحالی که من به پوشاندن آن ها درآخرت .............)

پوشاندی -- محتاجترم 

نوع فعل مضارع را درعبارات زیر معیّن  كنید.1نمره                                                                                            

1)إن تَنصروا اللهَ یَنصُرکُم.تنصروا (فعل شرط مضارع مجزوم یَنصر (  فعل جواب شرط مضارع مجزوم

 2) ألا تُحبُّ أن یَغفِرَ اللهُ لَکَ.تُحّبُ (مضارع مرفوع أن یَغفِرَ (مضارع منصوب)


اسمَ  وخبرافعال ناقصة وحروف مشبهه را مشخص كنید.1نمره

1)كانَ اللهُ نما تَعملونَ محیطاً.اللهُ ( اسم کان ومرفوع ) محیطا (خبر کان ومنصوب)  

2)لَعَلَّ  الشَبابَ یَعودُ یوماً.السُّرورَ  ( اسم لیتَ ومنصوب )   دائمٌ  ( خبر لیتَ ومرفوع)


اشتاهات عبارت زیر  را بادلیل تصحیح كنید :1نمره

أصبَحَ الأمامَ الخُمینی (ره) قُدوةٌ لِلعالَمِ.(دومورد)

الإمامُ (اسم اصبح ومرفوع)      قُدوةً (خبر اصبح ومنصوب)  

باتوجه به نقش كلمات خط كشید جواب درُست را انتخاب كنید: 5/نمره                                                                                            

ب)هَلَکَ مَن لیسَ لَهُ حَکیمٌ :          

1) فاعل ومرفوع تقدیراً       2) فاعل و مرفوع محلا      3) مفعول ومنصوب محلاً     4) مفعول و منصوب تقدیراً    

 جمله را مجهولِ كنید: 5/نمره                                           

یَعرِفُ النّاسُ الأصدقاءَ الأوفیاءَ عند الشَّدائد

یُعرَفُ الأصدقاءُ الأوفیاءُ عیندَ الشَّدائد.

تحلیل صرفی  ونقش كلمات خط كشیده شده رابنویسید (تجزیه وترکیب) 2نمره        

((ختامه مِسکٌ وفـی  ذلکَ فَلیتنافَسِ الـمتنافِسونَ))

ختامُ .................................................. ..........................//.........

اسم , مفرد , مذکر , جامد , معرب , معرفه به اضافه , منصرف , // مبتدا ومرفوع

مِسکٌ :.................................................. ..........................//.........

اسم ؛ مفرد , مذکر , جامد , معرب , نکره , منصرف , // خبر ومرفوع

 

یتنافَسِ.........................................................................//.................

فعل  , المضارع , ثلاثیٌ مزیدٌ , ازباب تفاعل , الغائب ,  معلوم , معرب , لازم//فعل وفاعل

مُتَنافِسونَ.................................................. ..........................//......... 

  اسم , جمع , مذکر , مشتق , معرب , معرفه به ال , منصرف , صحیح الآخر// فاعل ومرفوع  

موفق باشید:علی پوردبیر عربی دبیرستان ایثار گران شهرستان کاشمر           



[ سه شنبه 19 فروردین 1393 ] [ 11:41 قبل از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]
ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید آن خانه لطیف است نشان هاش بگفتید از خـواجـه آن خـانـه نـشـانـی بـنـمایـیـد یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید یک گوهر جان کو آگر از بحر خدایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

کارم چو زلف یار پریشان و درهم است پشتم به سان ابروی دلدار پرخم است غم شربتی زخون دلم نوش کرد و گفت این شادی کسی که در این دور خرم است تنها دل منست گرفتار در غمان یا خود در این زمانه دل شادمان کم است؟ زین سان که می دهد دل من داد هر غمی انصاف ملک عالم عشقش مسلم است دانی خیال روی تو در چشم من چه گفت آیا چه جاست این که همه روزه با نم است خواهی چو روز روشن دانی تو حال من از تیره شب بپرس که او نیز محرم است ای کاشکی میان منستی و دلبرم پیوندی این چنین که میان من و غم است "سعدی

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین