تبلیغات
عربی دبیرستان - قواعد عربی چهارم انسانی درس دهم

قواعد عربی چهارم انسانی درس دهم

قواعد درس 10 : فعل مضاعف و مهموز

 
فعل مضاعف : فعل مضاعف فعلی است كه در ریشه اش (اولین صیغه ی ماضی ثلاثی مجرد )دو حرف هم جنس وجود داشته باشد. مثل : مدّ ، زَلْزَل

قاعده ی ادغام فعل مضاعف در ماضی : در فعل ماضی‌، صیغه هایی كه «ت» فاعل «نا» یا «نون جمع مؤنث» دارند، ادغام صورت نمی گیرد و هنگامی كه فعل ماضی با «الف مثنی» و «واو جماعت» بیاید ادغام صورت می گیرد. (یعنی دو حرف هم جنس با اهم ادغام می شوند)

نتیجه : ماضی در پنج صیغه اول ادغام صورت می گیرد و از صیغه ششم به بعد ادغام صورت نمی گیرد.
ب) قاعده ی ادغام فعل مضاعف در مضارع و امر حاضر : «فعل مضارع» و «امر» تنها در صیغه هایی كه «نون جمع مؤنث» دارند، ادغام صورت نمی گیرد.
* فعل مضارع و امر هنگامی كه با «الف مثنی» و «واو جماعت» و «یاء مخاطبه» بیایند، ادغام صورت می گیرد.
دقت : در صیغه های مفرد افعال مجزوم و امر هم ادغام كردن جایز است و هم ادغام نكردن.
فعل مهموز : فعل مهموز فعلی است كه در ریشه اش (اولین صیغه ی ماضی ثلاثی مجرد) همزه باشد. مانند :
1- أمِنَ (مهموز القاء : حرف اولش همزه است(
2- سَأَلَ (مهموز العین : حرف وسطش همزه است(
3- قرأَ (مهموز اللاّم :‌حرف آخرش همزه است(
در صرف فعل های «مهموز» هیچ تغییری رخ نمی دهد مگر در برخی از صیغه ها، و فرقی بین صرف فعل های مهموز و سالم وجود ندارد مثل :أَمَرَ (للمضارع، متكلم وحده) ---> أاْمُرُ---> آمُرُ)
أمَر ---> أُاْمُرْ ---> أُومُرْ
و در برخی از اوزان ثلاثی مزید تغییراتی رخ می دهد مانند نمونه های زیر:
أمِنَ   در باب افعال) أأْمَنَ ---> آمَنَ
أَأمَنَ  درهنگام مجهول شدن ) أُاْمُنَ ---> ? أومِنَ
أَأْمَنَ  درمضارع) یُؤمِنُ ---> ? (المصدر) اِئمان ---> ایمان
هر گاه دو همزه كنار هم قرار بگیرند و اولی متحرك و دومی ساكن باشد، سه حالت پیش می آید.
-1 
هر گاه همزه ی اول مفتوح باشد و همزه ی دوم ساكن باشد. همزه ی ساكن به (الف) تبدیل می شود. أَاْ ?---> آ 
-2
اگر همزه ی اول مضموم باشد و همزه ی دوم ساكن باشد، همزه ی ساكن به (واو) تبدیل می شود. أُاْ ?---> أُو
-3 
اگر همزه ی اول مكسور باشد و همزه دوم ساكن باشد، همزه ی ساكن به (یاء) تبدیل می شود. إأْ ---> ایَی
نحوه ی نوشتن همزه :

1- همزه ی ساكن در وسط كلمه بر روی كرسی مناسب با حركت ماقبل خود نوشته می شود مثل :
مأْوی (كرسی همزه «الف» است زیرا حركت ماقبلِ «الف» فتحه است)
مؤمن (كرسی همزه «واو» است زیرا حركت ما قبل «واو» ضمه است)
جئت (كرسی همزه «یاء» است زیرا حركت ما قبل آن كسره است)

2-  همزه متطرّفه (همزه ای كه در آخر كلمه قرار می گیرد) اگر بعد از حرف ساكنی بیاید، بدون كرسی نوشته می شود.

مثل : جُزء ، شَیْء

3- همزه ی متحرك اگر بعد از حركت ضمه بیاید یا مضموم باشد و ماقبل از آن ساكن یا مفتوح باشد، بر روی كرسی «واو» نوشته می شود، مثل :
مؤلِّف (همزه بعد از حركت ضمه آمده است)                                          یُؤدّی (همزه بعداز حركت ضمه آمده است)
سُئوال (همزه بعد از حركت ضمه آمده است)        

رُؤوس ( خود همزه مضموم است) مسؤول (همزه‌، مفهوم و ماقبل آن ساكن است(

رَوؤُف (همزه مضموم و ماقبل آن مفتوح است در تمام موارد فوق كرسی همزه «واو» است.

برای ترجمه درس روی ادامه مطلب کلیک کنید

 الدرس العاشر: درس دهم

مکارم الاخلاق :اخلاق نیک

اللّهم صَلِّ علی محمّدٍ و آله و بَلِّغْ بإیمانـﻰ أكْمَلَ الإیمانِ و اجْعَلْ یقینـﻰ أفْضَلَ الیَقینِ و انْتَهِ بِنیَّتـﻰ إلى أحْسن النِیّاتِ و بِعَملى إلى أحسَن الأعمالِ... بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست و ایمانم را به كامل ترین مراتب ایمان برسان و باورم را برترین یقین قرار بده و نیت مرا به نیكوترین نیت ها و كردارم را به بهترین كردارها برسان ..

و اكْفِنـﻰ ما یَشْغَلُنـﻰ الاِهتمامُ به واسْتَعْمِلْنـﻰ بما تَسْألُنـﻰ غَداً عنه و اسْتَفْرِغْ أیّامى فیما خَلَقْتَنـﻰ له و أغنِنـﻰ و أوسِعْ علىَّ فـﻰ رزقِكَ

و مرا برهان از كاری كه توجّه كردن به آن مرا از عبادت تو باز می دارد و مرا به آنچه كه فردا ی قیامت می پرسی به كار بگیر و روزهای مرادر آنچه كه مرا به خاطرآن آفریده ای،به پایان برسان.و مرا بی نیاز كن و روزیت را بر من فراخ گردان

ولا تَبْتَلِیَنّى بالكبْرِ و عَبِّدْنـﻰ لك و لا تُفسِدْ عبادتى بالعُجْبِ و أجْرِ لِلنّاسِ علی یدﻯ الخیرَ و لا تَمحَقْهُ بِالْمَنِّ وهَبْ لـﻰ مَعالـﻰَ الأخلاق و اعْصِمْنـﻰ من الفَخْرِ.

 وبه به تکبّردچارم نكن و مرا به بندگی بگیر و عبادتم را با عُجب و خودپسندی تباه مکن و خیر و نیكی برای مردم را به دست من جاری کن، و آن را با منت نهادن از بی نبر و اخلاق پسندیده را به من ببخش و مرا از فخر فروشی نگهدار

. اَللّهمّ صلِّ علی محمّدٍ و آله و لا تَرْفَعْنـﻰ فـﻰ النّاسِ دَرَجةً إلّا حَطَطْتَنـﻰ عند نفسى مثلَها و لا تُحْدِثْ لـﻰ عِزّاً ظاهراً إلاّ أحْدَثْتَ لـﻰ ذِلَّةً باطنةً عند نفسى بقَدَرِها... بار خدایا بر محمد و آل او درود بفرست و مرا در میان مردم درجه ای بالا نبر جز آنكه پیش نفسم مانند آن پست نمایی، و ارجمندی آشكارا برایم میاور جز آنكه به همان اندازه پیش نفسم برای من خواری پنهانی پدید آوری .

وَ عمِّرْنـﻰ ما كانَ عُمرﻯ بِذْلَةً فـﻰ طاعَتِك فاٍذا كانَ عُمرﻯ مَرْتَعاً لِلشَّیطانِ فاقْبِضْنـﻰ إلیك قبل أن یَسْبِقَ مَقْتُك إلىَّ أو یَسْتَحْكِمَ غَضَبُك علىَّ...

 و تا هنگامی كه عمرم مانند جامه ی فرسوده ای در فرمانبری تو به كار رود، به من عمر دراز بده، و هر گاه عمر من چراگاه شیطان شود، مرا به نزد خودت قبض روح كن پیش از آنكه دشمنی سخت تو به من روی آرد یا خشمت بر من استوار گردد ..

اَللّهمّ صَلِّ علی محمّدٍ و آلهِ وحَلِّنـﻰ بِحِلْیةِ الصالحین و ألبِسْنـﻰ زینةَ الْمُتَّقینَ فـﻰ بَسْطِ العدلِ و كَظْمِ الغَیظِ و إطفاءِ النّائرَةِ و ضَمِّ أهْلِ الفُرْقَةِ...

خداوندا بر محمّد و خاندان او درود فرست، و مرا به زینت شایستگان آراسته فرما و زیور پرهیزكاران را به من بپوشان با گستردن عدل و داد و فرونشاندنن خشم و خاموش كردن آتش دشمنی و گرد آوردن پراكندگان

و خَفْضِ الْجَناحِ... و القَولِ بالحقِّ و إنْ عَزَّ و اسْتِقلالِ الخیرِ و إنْ كَثُرَ مِن قَولـﻰ و فِعلى واسْتِكْثارِ الشَّرِّ و إنْ قَلَّ من قَولـﻰ و فِعْلى... 

 و فروتنی ... و گفتن حق اگر چه سخت بیاید و كم شمردن نیكی در گفتار و كردارم، اگر چه بسیار باشد و بسیار شمردن بدی در گفتارم و كردارم،اگر چه اندك باشد ...

اللّهمّ صَلِّ علی محمّدٍ و آله و اجْعَلْ أوسَعَ رِزْقِك علىَّ إذا كَبِرْتُ و أقْوی قُوَّتِك فـﻰََّ إذا نَصِبْتُ و لا تَبْتَلِیَنّى بِالكَسَلِ عن عبادَتِك... 

خداوندا بر محمد و خاندانش درود فرست و فراخ ترین روزیت را برمن هنگامی كه پیر شوم و قوی ترین توانایی ات را در من هنگامی كه خسته و فرسوده شوم، قرار بده و مرا به سستی در عبادتت گرفتار مكن ...

و لا تَفتِنّى بالاِسْتعانة بِغیرك إذا اضْطُرِرْتُ و لا بالْخُضوعِ لِسؤالِ غیرك إذا افْتَقرْتُ و لا بالتَضَرُّعِ إلى مَن دونَك إذا رَهِبْتُ فأسْتَحِقَّ بذلك خِذْلانَكَ و مَنْعَكَ و إعراضَكَ یا أرحمَ الرّاحمینَ و مرا هرگاه بیچاره شوم به یاری خواستن از غیر خودت و هرگاه فقیر گردم به فروتنی برای درخواست از غیر خودت و هرگاه بترسم به زاری كردن پیش غیر خودت آزمایش مفرما كه به آن سبب سزاوار خواری و باز داشتن و روی گردانیدنِ تو شوم، ای مهربان ترین مهربانان





موضوع: قواعد عربی چهارم دبیرستان،
[ یکشنبه 2 بهمن 1390 ] [ 09:42 قبل از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]
ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید آن خانه لطیف است نشان هاش بگفتید از خـواجـه آن خـانـه نـشـانـی بـنـمایـیـد یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید یک گوهر جان کو آگر از بحر خدایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

کارم چو زلف یار پریشان و درهم است پشتم به سان ابروی دلدار پرخم است غم شربتی زخون دلم نوش کرد و گفت این شادی کسی که در این دور خرم است تنها دل منست گرفتار در غمان یا خود در این زمانه دل شادمان کم است؟ زین سان که می دهد دل من داد هر غمی انصاف ملک عالم عشقش مسلم است دانی خیال روی تو در چشم من چه گفت آیا چه جاست این که همه روزه با نم است خواهی چو روز روشن دانی تو حال من از تیره شب بپرس که او نیز محرم است ای کاشکی میان منستی و دلبرم پیوندی این چنین که میان من و غم است "سعدی

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین