تبلیغات
عربی دبیرستان - قواعد عربی سوم انسانی درس نهم

قواعد عربی سوم انسانی درس نهم

درس نهم  :حال
به جملات زیرتوجه کنید:

1-دَخل آلتلمیذُ فی الصفِ مسروراً                                  2-یَعیشُ المومنُ فی الدنیا قانعاً

3-شاهَدتَ التلمیذاتِ مبتَسماتٍ                                      4-جاء الأنبیاءُ مبشرینَ

6-ذَهبَ علیٌّ الی المرسة یَقرَأُ الکتابَ                             6-دَخلَ المعلم وبیده کتابٌ

 

حال : کلمه (یا جمله ای)ای است که حالت و چگونگی اسم هایی از قبیل فاعل یا مفعول را بیان می کنند. و

 به فاعل و مفعول و ... که حالت آن ها بیان می شود، صاحب حال( ذوالحال) گفته می شود.
صاحب حال معمولاً معرفه است.

«حال» معمولاً اسمی, مشتق، نکره و منصوب است. «حال مفرد» باید در جنس (مذکر و مؤنث بود) و عدد (مفرد ، مثنی یا جمع بودن) با صاحب حال، مطابقت کند.
اکنون به مثال زیر توجه کنید:
جاءَ التّلمیذُ(صاحب حال) مُسْتعجلاً (حال) . دانش آموز شتابان(حال) آمد.
در این مثال کلمه « مستعجلاً» چگونگی اسم «التّلمیذُ» را توصیف می کند. به این کلمه «حال» می گویند. «حال» نکره ، منصوب و مشتق است و از نظر جنس و عدد با صاحب حال مطابقت می کند.

به یک مثال دیگر توجه کنید:
رأَیتُ الطّفلَ(صاحب حال) لاعبا(حال) فی الحدیقة. کودک را در حال بازی در باغ دیدم.
رأیتُ الطّفلان(صاحب حال) لاعبانِ(حال) فی الحدیقةِ . دو کودک را در حال بازی در باغ دیدم.
در این دو جمله ، ملاحظه می کنید که حال از نظر جنس و عدد با صاحب حال مطابقت دارد.

حال دونوع است

1- حال مفرد که یک کلمه است مانندمثال های 1و2و3و4

2-حال جمله :کل جمله بیانگر حالت فاعل یامفعول و...می باشد

پس حال ، نیز می تواند مانند «خبر» به صورت «مفرد» (غیرجمله) و یا جمله ( اسمیه و فعلیه) بیاید. «حال» اگر جمله اسمیه باشد، معمولاً همراه «واوی» می آید که آن را «واو حالیه» می نامیم. به مثال های زیر توجه کنید.
راَیتُ الطّفلَ یَلعبُ فی الحدیقة .
کودک را دیدم که در حیاط بازی می کند.
در این مثال کلمه «یَلعبُ» همان نقش حال را دارد چون چگونگی و حالت«الطّفل» را بیان می کند. در این مثال «حال» به صورت جمله فعلیه است.

راَیتُ الطّفلَ وهُوَ لاعبُ فی الحدیقة .
کودک را دیدم و او در حال بازی در حیاط است.
در این مثال حرف واو ((واو حالیه است جمله «هو لاعبٌ» نقش حال را دارد چون چگونگی و حالت اسم «الطّفل» را بیان می کند. در این مثال «حال» به صورت جمله اسمیه است که همراه «واو حالیه» آمده است.

تمرین درس نهم :
1 – در عبارات زیر حال و صاحب حال را مشخص کنید. نوع حال را نیز مشخص کنید.

الف) راَیْتُ نظرتِ الماءِ ..... مِن مرتَفَعٍ علی صخرةٍ . (یَسقُطُ – تَسقُطُ – یَسقُطُون)
ب) وَعَدَ اللهُ المؤمنینَ و المؤمناتِ جناتٍ ... من تحتها الانهارُ .( یَجْری – تَجْری – یَجرونَ)
ج) راَیْتُ التّلمیذةً ..... الی المدرسة . (ماشیٌ – ماشیاً – ما شیةً)
د) وصلتِ المسافرتانِ ..... (سالمینِ – سالماتِ – سالمتَیْنِ)
پاسخ :
الف) تَسْقُطُ (جمله فعلیه) – صاحب حال «قطراتِ»
ب) تجریٍ (جمله فعلیه) – صاحب حال «جناتٍ»
ج) ماشیتاً (خبر مفرد) – صاحب حال «التلمیذةً»
د) سالمتَیْنِ (خبر مفرد) – صاحب حال «المسافرتانِ»

علی پور دبیر عربی





موضوع: قواعد عربی سوم دبیرستان رشته انسانی، برچسب ها: حال مفرد وحال جمله، انواع حال، درس نهم حال وانواع آن،
[ شنبه 8 تیر 1392 ] [ 11:12 قبل از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]
ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید آن خانه لطیف است نشان هاش بگفتید از خـواجـه آن خـانـه نـشـانـی بـنـمایـیـد یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید یک گوهر جان کو آگر از بحر خدایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

کارم چو زلف یار پریشان و درهم است پشتم به سان ابروی دلدار پرخم است غم شربتی زخون دلم نوش کرد و گفت این شادی کسی که در این دور خرم است تنها دل منست گرفتار در غمان یا خود در این زمانه دل شادمان کم است؟ زین سان که می دهد دل من داد هر غمی انصاف ملک عالم عشقش مسلم است دانی خیال روی تو در چشم من چه گفت آیا چه جاست این که همه روزه با نم است خواهی چو روز روشن دانی تو حال من از تیره شب بپرس که او نیز محرم است ای کاشکی میان منستی و دلبرم پیوندی این چنین که میان من و غم است "سعدی

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین