عربی دبیرستان - متن و ترجمه درس دوم عربی 1
 
عربی دبیرستان
تَعَلّموا العربیه فَإنَّها کلام الله الذی یُکَلّمُ به الخلق
درباره سایت


متن و ترجمه کتاب های عربی دبیرستان خط به خط همه ی کتاب هابه همراه قواعد و نمونه سؤال کلیه دروس توسط کارشناس زبان وادبیات عرب ودبیر اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

مدیرسایت : محمدرضا علی پور ایوری
مطالب اخیر
نظرسنجی
درباره مطالب نظربدهید ؟







برچسبها
پنجشنبه 16 خرداد 1392 :: نویسنده : محمدرضا علی پور ایوری

متن وترجمه درس دوم

إلهـﻰ ...! قد أسْلَمتُ مُنْذُ مدّةٍ و لكنْ ... ما شاهَدْتُ حَبیبـﻰ...! كَلَّمْتُ والِدَتـﻰ فـﻰ هذا الْموضوعِ... هـﻰ لاتَسْمَحُ...عجوزٌ... محتاجهٌ إلی الرِّعایةِ.

خدایا مدتی است كه مسلمان شده ام ولی دوستم را ندیده ام با مادرم در این باره صحبت كردم او اجازه نمی دهد و پیر است نیازمند پرستاری و مراقبت است .

ولكن... ولی ...

ماذا أفْعَلُ؟! أتُساعِدُنـﻰ؟!چه كنم ؟ آیا مرا كمك می كنی ؟!

ذاتَ لیلةٍ شبی

ـ أمّاه! لقد نَفِدَصَبْرﻯ! أنا مشتاقٌ لِزیارةِ الرَّسولِ (ص).

مادر جان صبرم تمام شده ! من مشتاق دیدار پیامبر (ص) هستم.

ـ كیف أصْبِرُ علی فِراقِكَ؟! ...لا...لا... أنا عجوزٌ... لا أقْدِرُ...!

چگونه بر دوری تو صبر كنم! ... نه ... نه ... من پیر هستم ... نمی توانم ... !

ـ لكن سأرْجِعُ قبلَ غروبِ الشَّمْسِ... أعاهِدُكِ!

ولی قبل از غروب خورشید باز خواهم گشت به تو قول می دهم!

ـ أمّا...! لابأسَ... حَسَناً...! أنا بانْتِظاركَ قَبْلَ غروبِ الشَّمْسِ.

ولی ... عیبی ندارد ... بسیار خوب . من قبل از غروب خورشید منتظرت هستم .

ـ حتماً... حتماً... شُكراً جزیلاً یا أمّاه!حتماً ... حتماً ... خیلی متشكرم ای مادر!

فـﻰ الطَّریقِ در راه

كیف أشْكُرُ هذه النِّعمةَ؟! چگونه این نعمت را شكر كنم؟!

بعد ساعاتٍ أنا فـﻰ خدمةِ حَبیبـﻰ! بعد از چند ساعت من در خدمت دوستم هستم!

أ یُمْكنُ...؟ یا أوَیسُ! هَلْ تُصَدِّقُ؟آیا ممكن است ...؟ ای اویس ! آیا باور می كنی؟

فَقَرُبَ «أویسٌ» مِنْ مدینةِ النَّبـﻰِّ (ص)...یا لَلسَّعادةِ! یا لَلسَّعادةِ!

اویس به شهر پیامبر(ص) نزدیك شد. چه سعادتی ! چه سعادتی!

و فـﻰ الْمدینةِ و در شهر

ـ سِّیدﻯ! سیِّدﻯ! أین بَیْتُ النَّبـﻰِّ (ص)؟! أین... آقا!آقا ... خانه پیامبر(ص) كجاست ؟ كجاست ...

ـ هُناكَ, هناكَ...آنجا ،آنجا

آه... وَصَلْتُ... نِهایةُ الفِراقِ...! آه ... رسیدم .... پایان جدایی ... !

طَرَقَ بابَ الْبَیْتِ. در خانه را زد .

ـ عفواً, حبیبـﻰ! ...أطْلُبُ زیارةَ حَبیبـﻰ رَسولِ اللّهِ (ص).ـ أهلاً و سهْلاً, تَفَضَّلْ.

ببخشید، دوست من! می خواهم با دوستم رسول خدا(ص) را دیدار كنم.-خوش آمدید.

ـ لا... لا... أینَ... أینَ؟ـ نه ... نه ... كجاست ... كجاست؟

هو سافَرَ إلی مكانٍ قَریبٍ, یَرجِعُ بَعْدَ قلیلٍ إنْ شاءَاللّهُ.

او به جایی نزدیك سفر كرده است ،انشاءالله بعد از مدت كمی برمی گردد.

ـ قَطَعْتُ هذه الْمسافةَ البعیدةَ لِزیارةِ حَبیبـﻰ. این مسافت دور را برای دیدار دوستم پیمودم. مادرم؟!

والِدَتـﻰ؟!. مادرم؟!

فَجَلَسَ علی الأرضِ قَلِقاً... نَظَرَ إلی السَّماءِ, یُفَتِّشُ عَنْ مَوضِعِ الشَّمسِ...

با ناراحتی بر روی زمین نشست ... به آسمان نگاه كرد به دنبال جای خورشید می گشت ...

اَلْوفاءُ بالعَهْدِ؟! وفای به عهد؟!

نَهَضَ أویسٌ مِنْ مكانِه حزیناً و قالَ لِلصَّحابـﻰِّ: اویس با ناراحتی از جایش بر خاست و به یارپیامبر گفت

لا أقْدِرُ أكثَرَ مِنْ هذا ! والِدَتـﻰ بانتظارﻯ... بلِّغْ سَلامـﻰ إلی حَبیبـﻰ. و تَرَكَ الْمدینةَ.

بیشتر از این نمی توانم! مادرم منتظرم است .... سلامم را به دوستم برسان وشهر را ترك كرد .

رَجَعَ النَّبـﻰُّ (ص) مِنْ سَفَرِه... پیامبر (ص) از سفرش بازگشت ...

إنِّـﻰ لَأجِدُ نَفَسَ الرَّحمانِ مِن جانبِ الْیَمَنِ! تَفوحُ رائِحةُ الْجَنَّةِ مِن قِبَلِ «قَرَن»!

به راستی كه من نفس خدای رحمان را از جانب یمن می یابم ! بوی بهشت از سمت «قرن» پخش می شود!

وَ بَعْدَ سِنینَ ... جاهَدَ أوَیْسٌ فـﻰ معركةِ صِفِّینَ و هو یُدافِعُ عن حبیبِ حَبیبه, فَوَقَعَ عَلَی الأرضِ شهیداً. هَنیئاً لكَ الشَّهادةُ یا أویسُ!

و بعد از سالها ... اویس در حالی كه از محبوب محبوبش دفاع می كرد در جنگ صفّین جهاد كرد پس شهید بر روی زمین افتاد. شهادت بر تو گوارا باد ای اویس .

لطفا برای دیدن ومطالعه قواعد درس روی ادامه مطلب کلیک کنید

فعل مجرد و مزید :

فعل از نظر حروف اصلی یا ریشه ( صیغه ی اول مفرد مذکرماضی ) به ثلاثی و رباعی تقسیم می گردد .

منظور از ثلاثی این است که ریشه ی فعل ما از سه حرف و رباعی از چهار حرف تشکیل شده است

مانند : ثلاثی : کتب رباعی : زلزل

نکته : فعلهای رباعی را در سالهای آینده خواهید خواند .

اما فعل ثلاثی خود به دودسته تقسیم می گردد : 1 ـ ثلاثی مجرد 2 ـ ثلاثی مزید

ثلاثی مجرد :اگر اولین صیغه ی فعل ماضی ( مفرد مذکر ) فقط از سه حرف تشکیل شده باشد آن را ثلاثی مجرد می نامیم

مانند : جلس ـ‌ دخلَ و...

فعل ثلاثی مزید : اگر به اولین صیغه ی فعل ماضی ( مفرد مذکر ) یک یا دو یا سه حرف زائد اضافه شود آن را ثلاثی مزید می نامیم .

مانند : کرم ( ریشه ی فعل کرم + یک حرف زائد (تکرار حرف ر ) (ک ر رم )

نکته : برای به دست آوردن حرف اصلی فعل ثلاثی مزید ،ریشه ی فعل را بر اساس وزن فعل پیدا می کنیم .

مانند : اجتهد تما : تما که ضمیر است اجــتــهــد حروف اصلی آن جهد می باشد وبرزن افـــتــعـــل است

و حروف زائد آن دو حرف ( الف ـ ت ) هستند .

پس فعل اجتهد را با ( 2 + 3 ) نشان می دهیم . که از 2حرف زائد الف ـ ت + 3حرف ریشه جهد تشکیل شده است.

هر شخصی یا شیء نامی دارد و با آن شناخته می شود. مثلا : کتاب عربی ـ آموزش وپروش ودبیرستان ایثارگران و...

پس فعل های ثلاثی مزید را هم با نام خودشان می شناسیم  وبه نام آنها باب گفته می شود .

نکته : پس از این به بعد باب را برای فعلهای ثلاثی مزید استفاده می کنیم .

فعلهای ثلاثی مزید جمعا به هشت باب تقسیم می شودند . ( اگر به حروف اصلی (  فعل ثلاثی مجرد ) ، یک ، دو یا سه حرف اضافه شود آن فعل را ثلاثی مزید می نامیم . )

فعلهای ثلاثی مزید که دارای یک حرف زائد هستند را به صررت  1+ 3 نشان می دهیم وسه باب می باشد

حرف زائد + ثلاثی مجرد

1) باب افعال 1 حرف زائد اینگونه صرف می شود

حرف زائد +ریشه ماضی مضارع امر مصدر حرف زائد

1+3 افعل یفعل افعل افعال ( الف)

مانند : اکرم یکرم اکرم اکرام  (الف )

نکته : مصدر وباب یکی است یا مصدر همان باب است .

نکته : برای یافتن حرف زائد به صیغه ی اول ماضی فعل ( مفرد مذکرغابب ) مراجعه می کنیم . اکـــرم بروزن

افــعــل است و 1حرف زائد دارد

نکته : مصدرها یا سماعی هستند ( حفظ کردنی و شنیدنی )‌یا قیاسی ( یاد گرفتنی)

تمام مصادر ثلاثی مجرد سماعی هستند یعنی وزن مشخصی ندارند وما از فرهنگ لغت آنها را می بینیم .

اما مصادر ثلاثی مزید دارای وزن معینی هستند . مانند :‌ اکرام در باب افعال

نکته :  برای ساختن فعل امر حرف مضارع را حذف کرده چنانچه حرف بعد آن ساکن بود یک همزه با حرکت کسره یا ضمه می آوریم.

نکته مربوط به باب افعال این است که همزه ی فعل امر در باب افعال ، همیشه مفتوح است . تکرم ,أکرم

نکته : دومین باب فعل ثلاثی مزید( با یک حرف زائد ) باب تفعیل

2 ) باب تفعیل :

ماضی مضارع امر مصدر حرف زائد

1+3 فعل یفعل فعل تفعیل ( تشدید یا تکرار عین )

مانند : علّم یعلّم علّم تعلیم ( تشدید یا تکرار عین)

3 ) باب مفاعله :

ماضی مضارع امر مصدر حرف زائد

1+3 فاعل یفاعل فاعل مفاعله الف

مانند : جاهد یجاهد جاهد مجاهده الف

نکته : باب مفاعله 2 دومصدر دارد :

­1 ـ بروزن مفاعله , مجاهده           2 ـ بروزن فعال , جهاد

نکته مربوط به کارگاه ترجمه درس دوم : فعل متعدی ، فعلی است که علاوه بر فاعل به مفعول نیز نیاز دارد .

نکته : مفعول کلمه ای بود که در ترجمه ی فارسی پس از آن « را » می آمد .

حال می گوییم اگر فعلی به باب افعال یا تفعیل برود به صورت متعدی ترجمه می شود یعنی به مفعول نیاز دارد .

مانند : ارســل رجـــل ولــده الی المدینه . مرد فرزندش را به شهر فرستاد

فعل ماضی باب افعال متعدی فاعل مفعول

فعلهای ثلاثی مزید که دارای دو حرف زائد هستند پنج باب می باشند

( 2حرف زائد)2 + 3 ( ثلاثی مجرد)

4 ) باب تفعّل که ماضی مضارع امر مصدر حرف زائد

2+3 تفعل یتفعل تفعل تفعل تـ ( تکرارعین الفعل یا دومین حرف اصلی )

مانند : تعلم یتعلم تعلم تعلم تـ

5 ) باب تفاعل : ماضی مضارع امر مصدر حرف زائد

2+3 تفاعل یتفاعل تفاعل تفاعل ت ـ الف

مانند : تکاتب یتکاتب تکاتب تکاتب ت ـ الف

6 ) باب افتعال : ماضی مضارع امر مصدر حرف زائد

2+3 افتعل یفتعل افتعل افتعال الف ـ ت

مانند : احترم یحترم احترام احترام الف ـ ت

7 ) باب انفعال :ماضی مضارع امر مصدر حرف زائد

2+3 انفعل ینفعل انفعل انفعال الف ـ ن

مانند : انقلب ینقلب انقلب انقلاب الف ـ ن

نکته : از فعلهای ثلاثی مزید که دارای 3 حرف زائد می باشد فقط یک باب است و آن :

8 ) باب استفعال : ماضی مضارع امر مصدر حرف زائد

3+3 استفعل یستفعل استفعل استفعال ( الف ـ س ـ ت )

مانند : استخرج یستخرج استخرج استخراج  (الف ـ س ـ ت )

کلمات مترادف و متضاد

الجزیل = الکثیر

قریب # بعید

حبیب = خلیل = صدیق

قلیل # کثیر

حسنا = جیدا

الیل # النهار

الطریق = السبیل = النهج

ذات لیله # ذات یوم

النبی = الرسول

قلقا = حزینا

انیقه = بدیع

رخیص # باهظا

مسکین = فقیر

مسرور # محزون

تامل = تفکر = تانی

بشیر # نذیر

الاسوه = المثالی

سیئات # حسنات

الصغیر # الکبیر

انقلب الی # اقبل

تکاسل # اجتهد

الاحذیه ـ  حذاء (کفش)

الصحف  جمع  الصحیفه(روز نامه)

السنین جمع السنه (سال)





نوع مطلب : عربی اول دبیرستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 19 خرداد 1394 03:57 بعد از ظهر
وااااتارا خانم اگه ناراختی بفرماۀتارا جووووووووووووون موافقم بانظرت جووووووووووووووووووووووووووووووونم
سه شنبه 19 خرداد 1394 03:56 بعد از ظهر
خجالتم خوب چیزیه والا
سه شنبه 19 خرداد 1394 03:55 بعد از ظهر
لطف داری فرهاد جااااااااااان
سه شنبه 19 خرداد 1394 03:55 بعد از ظهر
با نظر خاطره جوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون موافقم
سه شنبه 19 خرداد 1394 03:55 بعد از ظهر
خوبه ولی ای كاش تمرینای اضافی با جواب داشتن
سه شنبه 19 خرداد 1394 03:53 بعد از ظهر
عااااااااااااااااااااااااااااااااااالیه با نظر ثنا جووووووووووووون موافقم
سه شنبه 19 خرداد 1394 03:52 بعد از ظهر
هه
سه شنبه 19 خرداد 1394 03:52 بعد از ظهر
عااااااااااااااااااااااااالیه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بهترین شعرهای انتخابی در وبلاک من چندپیوندمفید

رشدآموزش
آموزش قواعدعربی دبیرستان
حرف من
نمونه سوالات دروس عربی دوره متوسطه
کجایید ای شهیدان خدایی
ضامن آهو
بهترین سایت تفریحی دنیا
بهترین سایت علمی کشورا
سایت پزشکان بدون مرز
موسسه ترویج فرهنگ قرآنی
سایت تخصص گیاهان دارویی ؛درمان ساده بیماریها باداروهای گیاهی
آخرین اخبار ایران وجهان
اداره کل آموزش وپرورش خراسان رضوی
سایت موسسه فرهنگی واطلاع رسانی تبیان
روزنامه کیهان العربی برای مطالعه همکاران عربی وعلاقمندان
بیتوته



parsskin go Up

parsskin go Up
عَلَی الله از صحبت اغیار گذشتیم ما از همه جز یار گذشتیم علی الله شد وعده ی دیدار من و یار شب تار از خواب شب تار گذشتیم علی الله خاکم به سر ار جز به وصالش بنهم سر از جنت و از نار گذشتیم علی الله از زهد ریایی که بود شیوه ی خامان ما سوخته یک بار گذشتیم علی الله در اهل زمانه دل بیدار ندیدیم زین مردم بیمار گذشتیم علی الله چشم طمع از مال جهان پاک ببستیم از اندک و بسیار گذشتیم علی الله از حرف ندیدیم به جز تیرگی دل ناچار ز گفتار گذشتیم علی الله حق راست انا الحق خساگر چو حلاج از بیم سر دار گذشتیم علی الله از: علامه حسن زاده ی آملی(مد ظله العالی

من عاشق سکوتم و کم حرف می زنم هر وقت دل شکسته ترم حرف می زنم از تو شنیده ام که حریم خداست دل با تو از آستان حرم حرف می زنم مثل «فروغ» دلخوش یک شام تیره ام وقتی که از نهایت غم حرف می زنم من عاشق سکوتم و رنجی همیشگی با لهجه ی سیاه قلم حرف می زنم دریا تویی و رود منم؛ رود رهگذر یک روز می رسیم به هم حرف می زنم آن وقت در کنار تو آرام می شوم آن وقت با زبان دلم حرف می زنم این نامه چند خط غم هر روزه ی من است من شاعرم... به لحن قلم حرف می زنم

روش های موثر مطالعه و یادگیری 1- تغییر متناوب مکان مطالعه و درس خواندن: دانشمندان علم ادراک بر این باورند که تغییر متناوب محیط مطالعه برای یادگیری بسیار موثر است. چرا که حافظه انسان بر اساس موقعیت و مکان شکل می‌گیرد در نتیجه تغییر محیط مطالعه، میزان به خاطر سپردن چیزهایی که یاد گرفته‌اید را افزایش خواهد داد. 2-مطالعه و انجام تکالیف گروهی: هیچ وقت قدرت همکلاسان و هم گروه های خود را دستکم نگیرید. به ویژه وقتی که بر روی یک مسئله دشوار کار می‌کنید 3-استفاده از فلش کارت‌ها : بعضی وقت‌ها بهترین شیوه، همان شیوه‌ای است که همیشه از آن استفاده می‌شود. درست است که کارت‌های فلش قدیمی هستند اما هنوز وسایل خوب و قابل اتکایی هستند. 4-امتحان دادن: مطالعات نشان می‌دهدکه یک ارزشیابی جدی مانند امتحان نه تنها مؤید میزان دانش دانشجویان است بلکه می‌تواند کیفیت و ارزش علمی دانشجویان را نیز افزایش دهد. آزمون‌های متناوب به یادگیری دوباره و به خاطر آوردن اطلاعات ما کمک می‌کند. 5-خوابیدن یک ذهن خسته، ذهنی کند است. پس به اندازه کافی بخوابید و شاهد افزایش معدل درسی خود باشید. 6-خود را در هیچ گروه یا دسته‌ای قرار ندهید خود را در یک دسته خاص طبقه‌بندی نکنید. مناسب ترین شیوه یادگیری را مطابق با توانایی‌های خود پیدا کنید. 7-حضور در کلاس بهترین شیوه برای آمادگی در امتحانات، حضور در کلاس درس می‌باشد. در این صورت می‌توانید با سلسله مراتب درسی آشنا شده و از مطالبی که از آنها امتحان گرفته می‌شود، مطلع شوید. 8-خود را غرق جزوه‌ها و منابع درسی متعدد نکنید کیفیت بهتر از کمیت است، یافته‌های دانشمندان نشان می‌دهد غرق شدن در خیل عظیم جزوه‌ها و کتاب‌های درسی متعدد شیوه موثری برای یادگیری نیست. بلکه بهترین شیوه تمرکز بر روی یک موضوع و وقت گذاشتن بر روی آن تا زمان تسلط کامل بر روی مطالب موجود در آن کتاب می‌باشد. به عبارت ساده تر از این شاخ به آن شاخ نپرید در این صورت کمتر خسته شده و بیشتر یاد می‌گیرید. 9-منظم باشید سعی کنید همیشه منظم باشید و از تعلل و به تعویق انداختن وظایف خود اجتناب کنید.

آبرویم را خریدی عاقبت با تهمتـــــــــــــــــــــی گفته بودی درد دل کن گــــــــــاه با هم صحبتی کو رفیق راز داری؟ کــــــــــــــو دل پرطاقتی؟ شمع وقتی داستانم را شنید آتش گـــــــــرفت شرح حالم را اگر نشنیده باشی راحتـــــــــــی تا نسیم از شرح عشقم باخبر شد، مست شد غنچه‌ای در باغ پرپر شد ولی کــــــــو غیرتی؟ گریه می‌کردم که زاهد در قنوتم خیره مــــــــاند دور باد از خرمن ایمان عــــــــــــــــــــاشق آفتی روزهایم را یکایک دیدم و دیـــــــــــــــدن نداشت کاش بر آیینه بنشیند غبار حســـــــــــــــــــرتی بس‌که دامان بهاران گل به گل پژمرده شــــــــد باغبان دیگر به فروردین ندارد رغبتــــــــــــــی من کجا و جرئت بوسیدن لبهای تـــــــــــــــــــو آبرویم را خریدی عاقبت با تهمتـــــــــــــــــــــی

از الف اول امام از بعد پیغمبر علی است آمر امر الهی شاه دین پرور علی است ب برادر با نبی بیرق فراز دین حق بحر احسان باب لطف بی حد و بی مر علی است ت تبارك تاج و طاها تخت و نصراله سپاه تیغ آور خسرو مستغنی از لشگر علی است ث ثری مقدم ثریا متكا ثابت قدم ثانی احمد به ذات كبریا مظهر علی است ج جاه و قدرش ار خواهی به نزد ذوالجلال جل شانه جز نبی از جمله بالاتر علی است ح حدوثش با قدم مقرون حدیثش حرف حق حاكم حكم اللهی حیه در حیدر علی است خ خداوند ظفر خیبر گشا مرحب شكار خسرو ملك ولایت خلق را رهبر علی است د داماد نبی دست خدا دارای دین داعی ایجاد موجودات از داور علی است ذ ذاتش ذوالجلال و ذالمنن وز ذوالفقار ذلت افزا بر عدوی ملحد ابتر علی است ر رفیع القدر و والا رتبه روح افزا سخن رهنمای خلق عالم ساقی كوثر علی است ز زبر دست و زكی و زاهد و زهد آفرین زیب بخش مسجد و زینت ده منبر علی است س سعید و سید و سرور سلونی انتساب سر لا رطب و لا یا بس سر و سرور علی است ش شفیع المذنبین شیر خدا شاه نجف شمع ایوان هدایت شافع محشر علی است ص صدیق و صبور و صالح و صاحب كرم صبح صادق از درون شب پدیدآور علی است ض ضرغام شجاعت پیشه ی روشن ضمیر ضاربی كز ضربش المضروب لایخبر علی است ط طبیب طبع دان مطلوب ارباب طلب طاق نه كاخ مطبق طرح را لنگر علی است ظ ظهیر ملك و ملت ظاهر و باطن امام ظل ممدود خدای خالق اكبر علی است ع عین الله و علی جاه و علام الغیوب عالم علم علی الاشیا ز خشك و تر علی است غ غران شیر یزدان غیرت الله المبین غالب اندر غزوه ها بر خصم بد گوهر علی است ف فصیح و فاضل و فخر عرب میر عجم فارس میدان مردی فاتح خیبر علی است ق قلب عالم امكان قسیم خلد و نار قاضی روز قیامت خواجه ی قنبر علی است ك كنز علم ماكان و علوم مایكون كاشف سر و علن از اكبر و اصغر علی است ل لطفش شامل احوال كل ما خلق لازم التعظیم شاه معدلت گستر علی است م ممدوح صحف موصوف تورات و زبور مصحف انجیل را مصداق و المصدر علی است ن نظام نه فلك از نام نیكش وز جمال نور بخش مهر و ماه و انجم و اختر علی است و واجب منزلت ممكن نما والا گهر واقف از ماوقع و از ما وقع یك سر علی است هـ هوالهادی المضلین فی الصراط المستقیم هر چه بهتر خوانمش صد بار از آن بهتر علی است ی یدالله فوق ایدیهم یكی از مدح او یك سر از یا تا الف هر حرف را مضمر علی است آدم و نوح و سلیمان و خلیل بی خلل موسی با اقتدار و عیسی با فر علی است جان علی جانان علی ظاهر علی باطن علی می علی مینا علی ساقی علی ساغر علی است گویی ار مدح علی دیگر چه غم داری صغیر یاور خلق جهانی گر ترا یاور علی است