تبلیغات
عربی دبیرستان - کلمات متضادعربی2 رشته ریاضی وتجربی

کلمات متضادعربی2 رشته ریاضی وتجربی

نهض≠ جلس← برخاست ≠ نشست

ذهب ≠ جاء ← رفت≠ آمد

کثیر ≠ قلیل ← زیاد≠ کم

البؤسا≠ الاغنیاء ← فقیران≠ ثروتمندان

دفع ≠ أخذ ← داد≠ گرفت

دخل ≠ خرج ← داخل شد≠ خارج شد

شر ≠ خیر ← سیئه ≠ حسنه

صعد ≠ نزل ← بالا برد ≠ نازل کرد

العزّه ≠ الذلّه ← عزت ≠ ذلت

انتصر، فاز ≠ فشل ← پیروز شد ≠ شکست خورد

حیاه ≠ موت ← زنده ≠ مرده

محیی ≠ ممیت ← زنده کننده ≠ کشنده

البرّ ≠ الشر ← نیکی ≠ بدی

النهار ≠ اللیل ← روز ≠ شب

سریره ≠ علانیه ← آشکار ≠ نهان

زینک ≠ شینک ← زینت ≠ بدی

نسی  ≠ تذکّر ← فراموش کرد ≠ به یاد آورد

ابتعد ≠ اقتَرب ← دور شد ≠ نزدیک شد

صغیر ≠ کبیر ← کوچک ≠ بزرگ

الصیف ≠ الشتاء ← تابستان ≠ زمستان

حَزنَ ≠ فَرَحَ ← ناراحت شد ≠ خوشحال شد

ذوسعه ≠ مسکین ← توانا ≠ نیازمند

الیوم ≠ غداً ← امروز ≠ فردا

الکسل ≠ المجتهد، الساعی ← تنبل ≠ تلاشگر

سأل ≠ أجاب ← سؤال کرد ≠ جواب داد

مراره ≠ حلاوه ← تلخی ≠شیرینی

السکوت ≠ الضوضاء ← سکوت ≠ شلوغی

المعصیه ≠ الطاعته ← گناه ≠ فرمانبری

قبیح ≠ جمیل ← زشت ≠ زیبا

هیّن ≠ صعب ← آسان نمود ≠ سخت کرد

بعید ≠ قریب ← دور ≠ نزدیک

مفتوح ≠ مغلّق ← باز ≠ بسته

ولیّ ≠ عَزَلَ ← مقام داد ≠ عزل نمود

الرّشد ≠ الغی ← خوشبختی ≠ گمراهی

قطع ≠ وصل ← قطع کرد ≠ وصل کرد

بارد ≠ حار ← سرد ≠ گرم

طمع ≠ قناعه ← خسیسی ≠ قناعت

السّریره≠ العلانیه ← راز ≠ آشکار

هدی، أرشد ≠ أضَلَّ ← ارشاد کرد ≠ گمراه کرد

سعید ≠ شقّی ← خوشبخت ≠ بدبخت

العدل ≠ الظلم ← عدالت ≠ ظلم

العقل ≠ الجهل ← عقل ≠ نادانی

الوجیزه ≠ مفصّل ← کوتاه و مختصر ≠ طولانی

النوم ≠ سَهِرَه ← خواب ≠ بیداری

السارّه ≠ محزون ← شاد ≠ ناراحت

التشاؤم ≠ تفاؤل ← بدبینی ≠ خوش بینی

الرشاد ≠ الضلال ← هدایت ≠ گمراهی

العدو ≠ صدیق ← دشمن ≠ دوست

السعاده ≠ الشقاوه ← خوشبختی ≠ بدبختی

العدیده ≠ القلیله ← بی شمار ≠ کم

الکدح ≠ الراحه ← رنج ≠ راحتی

الشباب ≠ الشیوخ ← جوانان ≠ پیران

ابتسم ≠ بکی ← خندید ≠ گریه کرد

مؤمنون ≠ کافرون ← مؤمنان ≠ کافران

یفنی ≠ بیقی ← نابود می شود ≠ باقی می ماند

الضوء ≠ الظلمه ← نور ≠ تاریکی

الجدید ≠ القدیم ← جدید ≠ قدیم

القصیر ≠ الطویل ← کوتاه ≠ بلند

المغفِّل ≠ العالم ← نادان ≠ دانا

غضب ≠ فرح ← خشمگین شد ≠ خوشحال شد

حَرَّمَ ≠ اَحَلَّ ← حرام کرد ≠ حلال کرد

الخیر ≠ الشر ← خیر ≠ شر

الدنیوی ≠ الاخروی ← دنیایی ≠ آخرتی

الختام ≠ البدایه ← پایان ≠ شروع

أتی ≠ ذهب بـ ← آورد ≠ برد

لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید

حَصَلَ= کَسَبَ= به دست آورد

نحو= الی= به سوی

بِلاد= مدائن= سرزمین ها

سَمِحَ= أذِن= اجازه داد

شاهد= رأی= نظر= مشاهده کرد

الشرّ=  السوء= بدی

اختبر= امتحن= آزمایش کرد

شرک= کفر= بی ایمانی

إجتهد= حاوَل= تلاش کرد

سبیل= طریق= صراط= راه

بَعَثَ= ارسَلَ= فرستاد

المُساعده= النجده= کمک

صغار= اطفال= فرزندان

زخرف= زینه= زر و زیور دنیا

الشدّه= الحرج= سختی

نصر= ظفر= پیروزی

نَجَحَ =ظَفَرَ =پیروز شد

القلاع= الحصون= قلعه ها

النّاجح =الفائز =پیروز

تأَمَّلَ= تَفَکَّرَ= تفکر کرد

الیوم التالی= غداً= فردا

التعب= العسر=الکدّ = الصعوبة = سختی

الخلیفه= الوالی= حاکم

أکَلَ= تناول= خورد

عرف= عَلِمَ= شناخت

جدیدٌ= غض= تازه

الجزیل= الکثیر= زیاد

آباء= اجداد= پدران

الفقراء= المساکین= نیازمندان

سَکَتَ= نَصَت = سکوت کرد

الرغبه= حبّ= دوست داشتن

اللقاء= وصول= رسیدن

القتال= الجهاد= جنگ

هیّن= سهل= آسان

فقدان= ضیّاع= نبود

تکلّم= تحدّث= صحبت نمود

أکرم= احترم= احترام کرد

قدوه= اسوه= الگو

الرّفاه= الرّاحه= راحتی

هبوط= نزول= پائین آمدن

الدؤوب= الصامد= پایدار

هوّن= سهَّل= آسان نمود

المصاعب= المشاکل= مشکلات

کدحٌ= عناءٌ= رنج

کائنات= موجودات= موجودات زنده

الضوء= النور= روشنائی

الکبار= العظماء= بزرگان

ذوسعه= غنی= بی نیاز

لاتقنطوا= لا تیأسوا= نا امید نشوید

البرّ= الاحسان= نیکی

المعاصی= الذنوب= گناهان

حاول= سعی= تلاش کرد

انتصر= نحج= فاز = موفق شد

قضی= مرّ= گذشت

اِبتَسَمَ= ضَحِکَ= خندید

الثواب= الجزاء= پاداش

ألبؤس= الفقر= تنگدستی

الجاه= المقام= مقام

انتفع= استفاد= بهره برد

السلب= النهب= غارت

ابتعد= اجتنَب= دور کرد

أرشد= أهدی= راهنمائی کرد

احضر= وفَّر= آماده کرد

الانتفاع= الاستفاده= استفاده

بهیج= جمیل= زیبا

ذات= صاحب= صاحب

أهمل = قَصَّرَ = کوتاهی کرد

علی پور دبیر عربی





موضوع: کلمات جدید و متضاد و مترادف، برچسب ها: کلمات متضادعربی2 رشته ریاضی وتجربی،
[ پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 ] [ 09:37 قبل از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]
ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید آن خانه لطیف است نشان هاش بگفتید از خـواجـه آن خـانـه نـشـانـی بـنـمایـیـد یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید یک گوهر جان کو آگر از بحر خدایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

کارم چو زلف یار پریشان و درهم است پشتم به سان ابروی دلدار پرخم است غم شربتی زخون دلم نوش کرد و گفت این شادی کسی که در این دور خرم است تنها دل منست گرفتار در غمان یا خود در این زمانه دل شادمان کم است؟ زین سان که می دهد دل من داد هر غمی انصاف ملک عالم عشقش مسلم است دانی خیال روی تو در چشم من چه گفت آیا چه جاست این که همه روزه با نم است خواهی چو روز روشن دانی تو حال من از تیره شب بپرس که او نیز محرم است ای کاشکی میان منستی و دلبرم پیوندی این چنین که میان من و غم است "سعدی

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین