تبلیغات
عربی دبیرستان - قواعد عربی دوم درس دهم

قواعد عربی دوم درس دهم

درس دهم : حروف مشبهه بالفعل

یكـﯽ دیگر از نواسخند که : برسر جمله هاﯼ اسمیه می آیند عمل آنان : ناصب اسم ، رافع خبر

إنّ‌ َ (همانا ، به درستـﯽ كه و ..)

أنّ َ [2](همانا ، به درستـﯽ كه و ..)

كأنّ َ (گویـﯽ كه ، مثل این كه )

حروف مشبهه بالفعل

لكنّ َ (امّا ، ولـﯽ)

لیتَ (اﯼ كاش)

لعلّ َ (باشدكه ، امیداست كه)

** این حروف درعمل هیچ فرقـﯽ باهم ندارند . تنها تفاوت آن ها در معنـﯽ است .

** مانند افعال ناقصه برسر جمله هاﯼ اسمیه آمده ، مبتدا اسم این حروف و خبر ، خبر آن ها نام مـﯽ گیرد .

** مانند افعال ناقصه سه نوع از انواع خبر را دارند :

الف- مفرد : إنّ الله َ عالم ٌ . عالم ٌ: خبرمفرد إنّ و مرفوع به اعراب ظاهرﯼ و اصلـﯽ

ب- جمله : إنّ التلمیذ َ یَكتبُ دَرسَهُ . جمله ﯼ "یكتب درسَه" : جمله ﯼ فعلیه ، خبرإنّ و محلاً مرفوع

ج- شبه جمله : إنّ بیَدی كتابا ً. (مسلما ًدردستم كتابـﯽ است .) إنّ : ازحروف مشبهة بالفعل ، بیَد : جارو مجرورتقدیراً وشبه جمله خبرمقدم إنّ و محلا ًمرفوع ، ی : مضاف إلیه و محلا ًمجرور، كتابا ً : اسم مؤخرإنّ و منصوب به اعراب ظاهرﯼ و اصلـﯽ .

** از آن جا كه حرف هستند ، پس تطابقشان با اسم از نظر جنس بـﯽ معناست .

** اسمشان یا به صورت اسم است، یا ضمیربارز. إنّ علیّا ً تلمیذ ٌ. علیّا ً: اسم إنّ ومنصوب به اعراب ظاهرﯼ و اصلـﯽ

إنّهُ تلمیذ ٌ. هُ : اسم إنّ و محلاً منصوب

** یكـﯽ از نكات بسیار مهم این درس "ماﯼ كافـّه[3]" است .

که : بعد از حروف مشبهه بالفعل می آیدو بازدارنده ﯼ این حروف از عمل

اگرماﯼ كافه بعد ازاین حروف قرارگیرد ، مبتدا وخبربه حالت اصلـﯽ خود (از جهت اعراب و معنـﯽ) برمـﯽ گردند .

معنـﯽ جمله فرقـﯽ نمـﯽ كند ؛ غیر اززمانـﯽ كه با إنّ و أنّ بیاید . إنّما و أنّما : فقط .

إنما التلمیذ ُ یعمل بواجبه . (فقط دانش آموزبه وظیفه اش عمل مـﯽ كند .)

كأنـّما العلمُ نورٌ . (گویـﯽ دانش ، نور است.) لعلـّما اللهُ یَرْحَمُنا . (باشد كه خداوند ، به ما رحم نماید.) درتركیب : كأنـّما العلمُ نورٌ.

كأن : ازحروف مشبهه بالفعل

ما : ماﯼ كافه

العلم : مبتدا و مرفوع به اعراب ظاهرﯼ و اصلـﯽ

نور : خبرمفرد و مرفوع به اعراب ظاهرﯼ و اصلـﯽ

درتجزیه :

كأنّ(یا بقیه ﯼ حروف مشبهه بالفعل) : از حروف مشبهه بالفعل ، عامل ، مبنـﯽ بر فتح

ما : حرف ، ماﯼ كافه ، غیرعامل ، مبنـﯽ بر سكون

ضمیمه ﯼ درس دهم : لاﯼ نفـﯽ جنس

لاﯼ نفـﯽ جنس حرفـﯽ است كه نفـﯽ جنس هاﯼ دیگر مـﯽ كند . لاإلهَ إلا الله ُ: هیچ معبودﯼ جز خداﯼ یكتا نیست . یعنـﯽ نفـﯽ معبودهاﯼ دیگر مـﯽ كند . لاأحدَ فی الدار : هیچ كسـﯽ درخانه نیست . یعنـﯽ نه یك نفر، نه چند نفر، نه مذكر، نه مؤنث و نه .. نفـﯽ تمام افراد را مـﯽ نماید .

لاﯼ نفـﯽ جنس را به صورت "هیچ نیست" معنـﯽ مـﯽ كنیم .

اسم لاﯼ نفـﯽ جنس همیشه فتحه اﯼ بـﯽ تنوین دارد .

مـﯽ توان این حرف (لا) را در عمل ، یكـﯽ ازمتعلقات حروف مشبهه بالفعل به شمار آورد :

شباهت : اسمشان فتحه مـﯽ گیرد ، خبرشان مرفوع است .

تفاوت : اسم لاﯼ نفـﯽ جنس ، مبنـﯽ برفتح و محلاً منصوب است اما اسم حروف مشبهه بالفعل ، منصوب

میان لاﯼ نفـﯽ جنس و اسم آن هیچ فاصله اﯼ نباید باشد .

اسم لاﯼ نفـﯽ جنس همیشه معرب است ، اما اسم حروف مشبهه بالفعل مـﯽ تواند معرب یا مبنـﯽ باشد.

جمله اﯼ كه با حروف مشبهه بالفعل همراه است ، بدون آن ها نیزامكان پذیربوده، درمعنـﯽ واعرابْ متفاوت است ؛ اما جمله اﯼ كه با لاﯼ نفـﯽ جنس مـﯽ آید، بدون "لا" اصلا ً معنـﯽ ندارد .

** اسم لاﯼ نفـﯽ جنس همیشه مبنـﯽ برفتح و محلا ً منصوب است . منظور ازاین مبنـﯽ بحث معرب و مبنـﯽ نیست ، بلكه مبنـﯽ ِ اعرابـﯽ و تركیبـﯽ است . یعنـﯽ اسم لاﯼ نفـﯽ جنس معرب است ، اما از نظر تركیب چون همیشه فتحه ﯼ بدون تنوین دارد ، به آن مبنـﯽ برفتح مـﯽ گوییم . مانند : لاتلمیذ َ فی الصف .(هیچ دانش آموزﯼ در كلاس نیست .)  لا : لاﯼ نفـﯽ جنس .

تلمیذ : اسم لاﯼ نفـﯽ جنس ، مبنـﯽ برفتح ، محلاً منصوب

فی الصف : جارومجرور به اعراب ظاهرﯼ و اصلـﯽ و شبه جمله خبرِ "لا" و محلا ً مرفوع





موضوع: قواعد عربی دوم کلیه رشته (ریاضی وتجربی )،
[ چهارشنبه 18 بهمن 1391 ] [ 11:41 قبل از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]
ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید آن خانه لطیف است نشان هاش بگفتید از خـواجـه آن خـانـه نـشـانـی بـنـمایـیـد یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید یک گوهر جان کو آگر از بحر خدایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

کارم چو زلف یار پریشان و درهم است پشتم به سان ابروی دلدار پرخم است غم شربتی زخون دلم نوش کرد و گفت این شادی کسی که در این دور خرم است تنها دل منست گرفتار در غمان یا خود در این زمانه دل شادمان کم است؟ زین سان که می دهد دل من داد هر غمی انصاف ملک عالم عشقش مسلم است دانی خیال روی تو در چشم من چه گفت آیا چه جاست این که همه روزه با نم است خواهی چو روز روشن دانی تو حال من از تیره شب بپرس که او نیز محرم است ای کاشکی میان منستی و دلبرم پیوندی این چنین که میان من و غم است "سعدی

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین