تبلیغات
عربی دبیرستان - مطالب ابر ترجمه خط به خط وقواعد عربی اول دبیرستان:علی پور

متن و ترجمه درس اول عربی1

متن وترجمه درس اول

﴿…هَبْ لـﻰ حُكْماً وَ ألْحِقْنـﻰ بِالصَّالِحینَ﴾: به من دانش وحکمت عطاکن ومرا به نیکو کاران ملحق کن.

یاربِّ پروردگارا

قَوِّ عَلَی خدمتِكَ جَوارِحـﻰ! و شْدُدْعلی العَزیمةِ جَوانِحـﻰ!

اعضای بیرونی بدن مرا برای خدمت به خودت قوی كن واعضای درونی بدن مرا از عزمی راسخ واستوار برخوردارساز .

فإلیكَ یا ربِّ نَصَبْتُ وَجهـﻰ. پروردگارا چهره ام را به سوی تو قرار دادم و ای پروردگار ،

و إلیكَ یا ربِّ مَدَدْتُ یَدﻯ.دستم را به سوی تو دراز كرده ام .

یا سابغَ النِّعَمِ یا دافِعَ النِّقَمِ!

ای كسی كه فراخیِ نعمت را به كمال داده است و ای بر طرف كننده ی بلا ها

صَلِّ علی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ و فْعَلْ بـﻰ ما أنْتَ أهْلُه.

بر محمّد و خاندان محمّد درود بفرست و برای من آنچه را كه تو شایسته آن هستی انجام بده

.لطفا برای دیدن ومطالعه قواعد درس روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب


موضوع: عربی اول دبیرستان، برچسب ها: متن وترجمه عربی اول دبیرستان، ترجمه خط به خط وقواعد عربی اول دبیرستان:علی پور،
[ جمعه 17 خرداد 1392 ] [ 09:40 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]
ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید آن خانه لطیف است نشان هاش بگفتید از خـواجـه آن خـانـه نـشـانـی بـنـمایـیـد یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید یک گوهر جان کو آگر از بحر خدایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

کارم چو زلف یار پریشان و درهم است پشتم به سان ابروی دلدار پرخم است غم شربتی زخون دلم نوش کرد و گفت این شادی کسی که در این دور خرم است تنها دل منست گرفتار در غمان یا خود در این زمانه دل شادمان کم است؟ زین سان که می دهد دل من داد هر غمی انصاف ملک عالم عشقش مسلم است دانی خیال روی تو در چشم من چه گفت آیا چه جاست این که همه روزه با نم است خواهی چو روز روشن دانی تو حال من از تیره شب بپرس که او نیز محرم است ای کاشکی میان منستی و دلبرم پیوندی این چنین که میان من و غم است "سعدی

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین